قالب وبلاگ
تکنالوژی تعلیمی
آنجه که من معلم باید در مورد کار و هنرم بدانم و به آن عمل کنم. 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

 طوفان فکری / بارش مغزی/ یورش فکری

 

فرض کنید از شهر به روستای محل خدمت خود برگشته اید؛ از ماشین پیاده می شوید و به طرف مدرسه راه می افتید. در راه به چیزهایی که با خود آورده اید و چک کردن آن ها مشغولید؛ که مبادا چیزی را فراموش کرده باشید؛ که ناگهان...!

 

بله، ناگهان کنار رودخانه می ایستید چون دیگر خبری از پل نیست و فقط چند تکه سنگ و چوپ کنار رود با آب بازی می کنند.


 طوفان فکری / بارش مغزی/ یورش فکری

 

فرض کنید از شهر به روستای محل خدمت خود برگشته اید؛ از ماشین پیاده می شوید و به طرف مدرسه راه می افتید. در راه به چیزهایی که با خود آورده اید و چک کردن آن ها مشغولید؛ که مبادا چیزی را فراموش کرده باشید؛ که ناگهان...!

 

بله، ناگهان کنار رودخانه می ایستید چون دیگر خبری از پل نیست و فقط چند تکه سنگ و چوپ کنار رود با آب بازی می کنند.

 

وای! پس پل کو؟ من چه کار کنم؟ چه طوری از رودخانه بگذرم؟

 

به این می گویند مسأله: یعنی ما ( به عنوان شخص یا فراگیرنده) هنگامی که می خواهیم کاری انجام دهیم یا از جایی به جای دیگری گذر کنیم؛ ولی نتوانیم؛ مسأله­ای زاده می­شود. 

 

خوب چه کار می کنید؟

 

مسلماً این­قدر منتظر نمی مانید تا دوباره پل را بسازند و بعداز آن بگذرید!

 

مسأله و تلاش برای حلّ آن بخشی از زندگی هر شخص در تحصیل و خارج از آن است. و حتّی می گویند حلّ مسأله عالی­ترین نوع یادگیری است.

 

توانایی حلّ مسأله از دو راه به دست می آید:

 

الف: کوشش و خطا

 

ب: فراگیری نظام دار

 

شما کدام یک را می پسندید؟ برای انتخاب خود هم  حتماً دلیلی دارید؟

 

یکی از بزرگان مدیریت گفته است: تجربه « کوشش و خطا» بهترین معلّم است؛ ولی شهریه­ی این مدرسه بسیار سنگین است.

 

در برابر این رویکرد، روش یا رویکرد فراگیری نظام دار قرار دارد؛ که نظام آموزشی آن را برای فراگیرندگان تدارک می بیند. در رویکردهای نوین آموزش ـ پرورش می خواهند دانش آموزان را برای زندگی در فضای اجتماعی آینده آماده سازند. در این میان جان دیویی   John Dewey فیلسوف و روان شناس نامدار آمریکایی در آغازین دهه ی سده ی بیستم  به حلّ مسأله و اثر آن در زندگی، نظر تأمل برانگیزی را در کتاب« چگونه می­اندیشیم؟» آورده است که« فرآیند برخورد با شرایط زندگی» حلّ مسأله است. او و پیروانش معتقد بودند؛ اگر انتخاب بین راه حل­های متفاوت در نظر نباشد؛ در واقع مسأله­ای وجود ندارد. محور اساسی باور دیویی و دیگران این بوده است که درحالی که هر عمل انسان پاسخی به یک سؤال است؛ امکان دارد پاسخ­های دیگری دارای اولویت باشد. هدف تعلیم و تربیت نوین، طبق آرای پیشگامان آموزش ـ پرورش پیشرو،ارتقای سطح توانایی همه­ی یادگیرندگان برای حلّ مسأله است.

 

تا کنون روش­های بسیاری برای ارتقای سطح توانایی حل مسأله­ی یادگیرندگان ارائه داده­اند. در این میان روش یورش/بارش فکری هم از سوی متخصصان آموزش ـ پرورش و هم از سوی متخصصان آموزش خلاقیت به عنوان حلّ خلاق مسائل معرفی شده است و یافته­های پژوهشی زیادی اثرگذاری آن را بر روی پرورش مهارت­های حل مسأله­ی دانش­آموزان به اثبات رسانده­اند.

 

بنیان­گذار / ابداع کننده­ی روش یورش فکری

 

بنیان­گذار و مبدع روش یورش فکری الکس اسبورن Alex  Osborn {1938} می باشد؛ که تلاش او جهت بسط روش یورش فکری ستودنی است. به نظر اسبورن، این نام برازنده­ی جلسه هایی بود که وی برگزار می کرد؛ چون یورش فکری به معنی بهره­گیری از مغز برای یورش بردن به یک مسأله یا پرداختن به یک موضوع است. 

 

تعاریف

 

در فرهنگ وبستربارش فکری بدین صورت تعریف شده است:« به کارگیری فن گردهمایی که به وسیله­ی آن عده­ای، راه حل­هایی را برای مسأله­ای از طریق ارائه­ی مجموعه ایده­های خود می­یابند.»

 

تعریفی دیگر« بارش فکری عبارت است از اجرای فن و گردهمایی­ای که از طریق آن عده­ای می­کوشند برای حلّ یک مسأله­ی بخصوص، با انباشتن تمام افکار و اندیشه­هایی که همان­جا ارائه می­گررد؛ راه حلی بیابند.»

 

نکات اساسی تعریف

 

۱. بارش فکری به صورت گروهی است.

 

۲. تلاش فکری و ذهنی به صورت گروهی انجام می­گیرد؛ تا راه حلی به دست آید.

 

۳. راه­هایی برای حل یک مسأله یا موضوع پیشنهاد می­شود.

 

۴. بارش فکری نوعی حمله­ی ذهنی به موضوع است؛ که طی آن،شرایطی     ایجاد می­شود تا شرکت کنندگان فی­البداهه نظر خود را ابراز دارند.

 

همایش هایی به سبک بارش فکری پدیده­ی نویینی نیست؛ بلکه نزدیک به 400 سال قبل در هند، معلّمان هندو این روش را در آموزش تعالیم دینی به کار می بردند. واژه­ی هندی معادل یورش فکری « پرایی بارشانا » است. معنی « پرایی » بیرون از خود و « بارشانا » سؤال است. که روی هم معنای آن سؤال از بیرون پاسخ از درون می­باشد.

 

آن­چه از جلسات بارش فکری عاید می­شود.( فواید و نتایج آن)

 

ـ قدرت تداعی معانی دو سویه است؛ هنگامی که از سوی یکی از اعضاء راه حلی ارائه می­شود؛ دیگر اعضاء برای بیان ایده­ها برانگیخته می­شوند. به همین ترتیب به صورت خودکار جریان ایده سازی تشویق و ترغیب می­گردد. زیرا بنا به اصل« تسهیل اجتماعی» حضور جمعی بر انگیزه­ی افراد اثر مثبت می­گذارد.

 

ـ با توجه به همین اصل« تسهیل اجتماعی» آزمایش­ها نشان داده­اند که     « تداعی آزاد» در بزرگ­سالان هنگامی که به صورت گروهی کار می­کنند بین 65 تا 93 درصد بیش از مواقع طبیعی است.

 

ـ از دلایل دیگر کارآیی یورش فکری، رقابت است. پژوهش­ها نشان داده­اند؛ که در رقابت کارهای فکری بزرگ­سالان تا 50 درصد افزایش می­یابد. که مسلماً این درصد در بین کودکان و نوجوانان بیشتر است.

 

ـ یک دلیل دیگر مبنبی بر اثر گذاری بارش فکری اثر پشتیبانی است؛ روان­شناسی امروز نشان می­دهد و تایید می­کند که طرفداری مثبت موجب تقویت می­شود.

 

ـ توانایی حل مسأله به صورت خلاقانه  بالا می­رود.

 

ـ مشارکت اعتلا می­یابد؛ انتقاد و ایرادگیری کاهش می­یابد؛ به تسهیل برقراری ارتباط میان راه حل­ها و ایده­ها می­انجامد.

 

ـ توانایی افراد برای انتقال اطلاعات، افزایش و بهبود می­یابد. یعنی دانش­آموز به راحتی می­تواند اطلاعات ذخیره شده در حافظه­ی بلند مدت خود را بازیابی کرده و برای حل مسأله به کار گیرد.

 

ـ روش تدریس بارش فکری در عمل به تفکر واگرا و حل مسأله خلاق یاری می­ رساند.

 

 

 

قوانین روش بارش فکری

 

قانون اوّل:  انتقاد ممنوع

 

هیچ یک از اعضاء حق انتقاد از سایر اعضاء را ندارد؛ چون در جلسه­ی بارش  فکری افراد اندیشه­ها و نظرات صحیح/ غلط/ بی معنی/ غیر منطقی و ...  خود را ارائه می­دهند. و انتقاد نمودن؛ قضاوت نمودن و  ارزشیابی فکر و نظر اعضاء سبب ناکامی جریان ایده سازی می­شود و  هم­چنین سبب خود سانسوری می­ گردد.

 

قانون دوّم: پرواز در رؤیا

 

« پرده را برداریم؛ بگذاریم که احساس هوایی بخورد »  هر گونه قید و بند فکری را کنار بگذاریم. برای ارائه­ی ایده­ای خلاقه­ بایستی از مرز منطق  معمول و خطوط قرمز متداول عدول کرد. در واقع هر گاه بخواهید منطقی ایده­ای خلاقانه بیافرینید؛ راه به جایی نخواهید برد. بنابراین با آرامش خیال و بدون ترس از انتقاد، به ایده سازی اقدام کنید.

 

قانون سوّم: کمیت گرایی/ هر چه بیشتر بهتر!

 

طبق این قانون تا می­توانید اندیشه و ایده­های متفاوت و بیشتری بیان کنید؛ از میان ایده­های بیشتر می­توان ایده­های بهتری را استخراج کرد. اگر جلسه­ی یورش فکری به خوبی هدایت شود در مدت 20 دقیقه می­توان در حدود 250 ایده پدید آورد.

 

قانون چهارم:  ترکیب، تلفیق، تغییر دادن و تکوین اندیشه­ها

 

می­توان با تغییر دادن نظرهای خود و دیگران با مشابه سازی و یا ادغام آن­ها،  نظریات جدیدی را ارائه نمود. و پیش از ارزشیابی، ایده­ها بیش از پیش تکمیل گردند.

 

قانون پنجم: مستند سازی ایده­ها

 

هر ایده­ای که ارائه می­شود؛ هر چند پیش پا افتاده، باید ثبت شود. ایده­های ثبت شده در معرض دید اعضای گروه قرار گیرد. پر کردن برگه­های نظرات توسط منشی گروه و نصب آن در معرض دید، لازم است.

 

 

 

چند نکته:

 

ü     یک: به نظرات غیر منطقی و غیر معقول توجه ویژه­ای بشود.

 

ü     دو: حضور افراد داوطلبانه و اختیاری است. ( البته در مدارس بهتر است با روش­های مناسب دانش آموزان را تشویق به شرکت نمود؛ ولی به هر حال اجباری در کار نباشد.)

 

ü     سه: موضوع­های مناسب برای یورش فکری، موضوع و مطلب مشخص است. دوری نمودن از کلی گویی و ابهام در طرح مسأله  ضروری است.

 

مراحل اجرای روش تدریش مبتنی بر یورش فکری

 

*    مرحله­ی نخست: بیان و ارائه­ی قوانین یورش فکری

 

اعلام و بازگویی قوانین جلسه­ی یورش فکری/ نصب قوانین بر روی تابلو اعلانات/ تعیین منشی

 

*    مرحله­ی دوم: ارائه­ی موضوع یا مسأله

 

بهتر است این مرحله را با این عبارت« چه شیوه­ها و راه­هایی هست تا....؟» شروع کنیم.

 

*    مرحله­ی سوم: آغاز ابراز ایده یا فکر

 

به صورت­های متفاوت/ نوبتی، جریان چرخشی

 

*    مرحله­ی چهارم: نمایش ایده­ها برای تکوین

 

قرار دادن همه­ی ایده­ها در معرض دید

 

*    مرحله­ی پنجم: بررسی و ارزشیابی ایده­ها

 

بررسی ایده­ها/ درجه بندی/ دادن امتیاز

 

تعداد افراد شرکت کننده در جلسه­ی بارش مغزی: 

 

بین 10 تا 400 نفر متغیر است.

 

زمان و طول جلسه­ی بارش مغزی: 

طبق نظر دکتر سیدنی.جی.بارنز که تبحر خاصی در مدیریت جلسه­ی بارش مغزی دارد؛ زمان را بین 20 تا 45 دقیقه تعیین می­کنیم.

[ پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/۸ ] [ ۸:٥٤ ‎ق.ظ ] [ محمد حیدر یعقوبی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دانشجوی دوره دکتری برنامه درسی ورودی 1391 دانشگاه خوارزمی هستم. مدرک ماستری در تعلیم و تربیه را از اولین دوره ماستری پداگوژی در پوهنتون تعلیم و تربیه کابل در سال 1388 گرفتم و استاد پوهنتون(دانشگاه) بامیان از سال 1383 الی 1389 بودم و از سال 1390 الی میزان 1391 با دانشگاه کاتب همکاری داشتم. قصدم از ایجاد این وبلاگ جمع آوری موضوعات پداگوژیکی است که از سایتهای دیگر دریافت و در این وبلاگ منسجم گردد. هنوز به خود اجازه نوشتن در زمینه پداگوژی را نداده ام. آرزویم شادبودن انسانهاست و موفقیتشان.
صفحات دیگر
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان

خدمات وبلاگ نویسان جوان

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس