قالب وبلاگ
تکنالوژی تعلیمی
آنجه که من معلم باید در مورد کار و هنرم بدانم و به آن عمل کنم. 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

تعاریف تکنالوژی تعلیمی


برای شناخت دقیق تعریف و قلمرو تکنالوژی تعلیمی ریشه یابی معنا و مفهوم کلمه «تکنالوژی» ضروری می نماید.

 این واژه از کلمه «تکنالوژیا»technologia گرفته شده است. معنای آن در یونان باستان انجام دادن یک هنر یا حرفه بوده است. بخش اول این کلمه (techno) تلفیقی از معنای یک هنر و یک تکنیک مشتمل بر دانش مربوط به اصول و توانایی دستیابی به نتایج مورد نظر است. به عبارت دیگر تکنیک به معنای مهارتهای عملی شامل دانستن و انجام دادن است. کلمه (Logos) نیز به معنای استدلال، تبیین، اصل و ارائه دلیل است. بنابراین تکنالوژی به معنای به کارگیری مستدل یا منطقی دانش خواهد بود (فردانش، 1378). به عبارتی به تبدیل دانش از مرحله پدیده ها یا تبدیل کشف روابط جدید میان پدیده ها، تکنالوژی گفته می شود که در آن از نتایج و یافته های علمی استفاده می شود.در زبان فارسی techno به معنی فن و logy به معنی شناخت یا شناس ترجمه می شود.بنابراین طبق تعبیر فوق، تکنالوژی یعنی فن شناسی یا فن شناختی.

لغتنامه لاتین وبستر نیز در تعریف واژه تکنالوژی این توضیح را می دهد: «کاربرد دانش برای مقاصد علمی»

رابرت هنیچ سه مفهوم تکنالوژی را اینگونه بیان می کند: 1- علم تکنالوژی یا پیشرفتهای صنعتی؛ 2- تولیدات فنی یا وسایل تکنیکی؛ 3- اهمیت و مقام این وسایل در چگونگی حل مشکلات.

 

یاددهی (تدریس)

تدریس تعریفهای متعددی دارد. برخی تدریس را بیان صریح معلم درباره آنچه که باید یادگرفته شود می دانند و گروهی آن را همورزی متقابل می دانند که بین معلم و شاگرد و محتوا در کلاس درس جریان دارد. عده زیادی از مربیان و متخصصان تعلیم و تربیت تدریس را فراهم آوردن شرایط و اوضاع و احوالی می دانند که یادگیری را برای شاگردان آسان می کند.

در کل می توان گفت که تدریس یک فعالیت است، اما نه هر نوع فعالیتی بلکه اعمال و فعالیتی که به طور عمدی و بر اساس هدف خاصی انجام می گیرد. فعالیتی که بر پایه و مطابق وضع شناختی شاگردان انجام پذیرد و موجب تغییر آنان گردد. (ثمری، 1380)

در هر صورت اگر یادگیری را تغییر در رفتار ارگانیسم بر اثر تجربه بدانیم، بدون شک به فعالیتی که شرایط را برای تغییر فراهم کند و یا ایجاد شرایطی که تجربه را آسان نماید و تغییر لازم را در شاگرد سبب شود تدریس گفته می شود. در نتیجه عمل تدریس یک سلسله فعالیتهای مرتب، منظم، هدفدار و از پیش تعیین شده است. فعالیتی که هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری است.

فعالیتی که به صورت تعامل و رفتار دو سویه بین معلم و شاگرد جریان دارد. به عبارت دیگر تدریس عبارتست از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد بر اساس طراحی منظم و هدفدار معلم برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد. البته به آن نوع یادگیری که از طریق فیلم، تلویزیون، کتاب و از این قبیل صورت می گیرد. طبق تعریف، تدریس اطلاق نمی گردد و می توان آن را به عنوان آموزش تصادفی – تجربی محسوب نمود.

در تعریف تدریس دو ویژگی اهمیت دارد، یکی وجود تعامل بین معلم و شاگرد و دیگری هدفدار بودن فعالیت معلم (شعبانی، 1380)

آلن گانیه درتعریف آموزش، آنرا روند حل مسأله می نامدکه هدف از آن تسهیل یادگیری فراگیر است. وی معلم را مسئول آموزش می داند که با اتخاذ تدابیر آموزشی و مدیریتی نقش خود را ایفا می کند. به این ترتیب تدریس نیز نوعی آموزش قلمداد می گردد. وی اصطلاح تدابیر آموزشی را در این زمینه بکار می برد که منظور از آن تصمیمات واعمالی است که معلم به منظور تسهیل یادگیری شاگرد از مواد آموزشی اتخاذ می کند. هدف از آموزش دستیابی هر چه بیشتر فراگیر به اهداف آموزشی است و آموزش موفق، آموزشی است که مبتنی بر خط زنجیره ای «طراحی، اجرا و ارزشیابی» می باشد.

آموزش، از نظر لغوی به معنی انتقال دانش است. از نظر «دوبوا» آموزش، به معنی مرتب کردن و منظم ساختن دقیق محیط فراگیر به منظور دستیابی به نتایج مورد نظر در وضعیت های مشخص می باشد.

دکتر فردانش نیز آموزش را چنین تعریف کرده است؛ «مجموعه تصمیمات و اقداماتی که یکی پس از دیگری اتخاذ می شود یا انجام می گیرد و هدف آن دستیابی هر چه بیشتر فراگیر به اهداف آموزشی است» (همان ص 14).

 

فرایند یادگیری

 در تعامل و ارتباط بین معلم و دانش آموز در کلاس درس، فرایندی طی می شود تا اینکه یادگیری و تغییر رفتار که هدف اصلی آموزش و تدریس است به وقوع بپیوند. فرایند بر وقایع و روابط پویا، جاری، مستمر و پیوسته در حال تغییر اطلاق می شود. یکی از مشخصات بارز فرایند، حرکت و پویایی آن است که بر اثر تعامل دائم اجزاء و متغیرهای موجود در آن صورت می گیرد.
در مورد یادگیری، تعاریف زیادی ارائه شده است. اکثر مردم و بسیاری از معلمان یادگیری را عبارت از: کسب اطلاعات، معلومات یا مهارتهای خاص می‌دانند. عده ای از مربیان آن را انتقال مفاهیم علمی از فردی به فرد دیگر تصور می کنند. در چنین برداشتی از یادگیری ذهن شاگرد به منزله انبار یا مخزنی خالی تصور می شود که باید به وسیله معلم پر شود. نقش اساسی در فرایند این نوع یادگیری به عهده معلم است و شاگرد چندان فعالیتی از خود نشان نمی دهند و حالت انفعالی دارد.

رفتارگرایان، یادگیری را تغییر در رفتار قابل مشاهده و اندازه گیری تعریف کرده اند. ولی از دیدگاه مکتب گشتالت یادگیری عبارت است از: کسب بینش های جدید یا تغییر در بینشهای گذشته.

 یادگیری با هر بینشی که تعریف شود، اساس رفتار انسان را تشکیل می دهد و نخستین صفت مشخص آن تغییر است. تغییری که به تدریج رخ می دهد، نسبتاً پایدار است و در اثر تجربه حاصل می شود.

هیلگارد و مارکوئیز یادگیری را بدین گونه تعریف کرده اند:

« یادگیری عبارتست از: فرایند تغییرات نسبتا پایدار در رفتار بالقوه فرد که بر اثر تجربه حاصل می شود.» (سیف، 1368)

این تعریف جامع تر از تعاریف دیگر است و مفاهیمی همچون فرایند، تغییر، نسبتاً پایدار و دائمی، رفتار بالقوه و تجربه را شامل می شود. یادگیری نوعی تغییر است که در فرایند تجربه اتفاق می افتد اما نه هر تغییری نسبتاً پایدار و ثابت را شامل می گردد. یادگیری تغییراتی است که در ساخت ذهنی افراد ایجاد می شود و در حال حاضر قابل اندازه گیری نیست. تعدادی از تغییرات حاصل از یادگیری ممکن است به علت مساعد بودن شرایط به رفتار بالفعل تبدیل شود که در اصطلاح به آن عملکرد می گویند.

 


تعاریف تکنالوژی تعلیمی


برای شناخت دقیق تعریف و قلمرو تکنالوژی تعلیمی ریشه یابی معنا و مفهوم کلمه «تکنالوژی» ضروری می نماید.

 این واژه از کلمه «تکنالوژیا»technologia گرفته شده است. معنای آن در یونان باستان انجام دادن یک هنر یا حرفه بوده است. بخش اول این کلمه (techno) تلفیقی از معنای یک هنر و یک تکنیک مشتمل بر دانش مربوط به اصول و توانایی دستیابی به نتایج مورد نظر است. به عبارت دیگر تکنیک به معنای مهارتهای عملی شامل دانستن و انجام دادن است. کلمه (Logos) نیز به معنای استدلال، تبیین، اصل و ارائه دلیل است. بنابراین تکنالوژی به معنای به کارگیری مستدل یا منطقی دانش خواهد بود (فردانش، 1378). به عبارتی به تبدیل دانش از مرحله پدیده ها یا تبدیل کشف روابط جدید میان پدیده ها، تکنالوژی گفته می شود که در آن از نتایج و یافته های علمی استفاده می شود.در زبان فارسی techno به معنی فن و logy به معنی شناخت یا شناس ترجمه می شود.بنابراین طبق تعبیر فوق، تکنالوژی یعنی فن شناسی یا فن شناختی.

لغتنامه لاتین وبستر نیز در تعریف واژه تکنالوژی این توضیح را می دهد: «کاربرد دانش برای مقاصد علمی»

رابرت هنیچ سه مفهوم تکنالوژی را اینگونه بیان می کند: 1- علم تکنالوژی یا پیشرفتهای صنعتی؛ 2- تولیدات فنی یا وسایل تکنیکی؛ 3- اهمیت و مقام این وسایل در چگونگی حل مشکلات.

 

یاددهی (تدریس)

تدریس تعریفهای متعددی دارد. برخی تدریس را بیان صریح معلم درباره آنچه که باید یادگرفته شود می دانند و گروهی آن را همورزی متقابل می دانند که بین معلم و شاگرد و محتوا در کلاس درس جریان دارد. عده زیادی از مربیان و متخصصان تعلیم و تربیت تدریس را فراهم آوردن شرایط و اوضاع و احوالی می دانند که یادگیری را برای شاگردان آسان می کند.

در کل می توان گفت که تدریس یک فعالیت است، اما نه هر نوع فعالیتی بلکه اعمال و فعالیتی که به طور عمدی و بر اساس هدف خاصی انجام می گیرد. فعالیتی که بر پایه و مطابق وضع شناختی شاگردان انجام پذیرد و موجب تغییر آنان گردد. (ثمری، 1380)

در هر صورت اگر یادگیری را تغییر در رفتار ارگانیسم بر اثر تجربه بدانیم، بدون شک به فعالیتی که شرایط را برای تغییر فراهم کند و یا ایجاد شرایطی که تجربه را آسان نماید و تغییر لازم را در شاگرد سبب شود تدریس گفته می شود. در نتیجه عمل تدریس یک سلسله فعالیتهای مرتب، منظم، هدفدار و از پیش تعیین شده است. فعالیتی که هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری است.

فعالیتی که به صورت تعامل و رفتار دو سویه بین معلم و شاگرد جریان دارد. به عبارت دیگر تدریس عبارتست از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد بر اساس طراحی منظم و هدفدار معلم برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد. البته به آن نوع یادگیری که از طریق فیلم، تلویزیون، کتاب و از این قبیل صورت می گیرد. طبق تعریف، تدریس اطلاق نمی گردد و می توان آن را به عنوان آموزش تصادفی – تجربی محسوب نمود.

در تعریف تدریس دو ویژگی اهمیت دارد، یکی وجود تعامل بین معلم و شاگرد و دیگری هدفدار بودن فعالیت معلم (شعبانی، 1380)

آلن گانیه درتعریف آموزش، آنرا روند حل مسأله می نامدکه هدف از آن تسهیل یادگیری فراگیر است. وی معلم را مسئول آموزش می داند که با اتخاذ تدابیر آموزشی و مدیریتی نقش خود را ایفا می کند. به این ترتیب تدریس نیز نوعی آموزش قلمداد می گردد. وی اصطلاح تدابیر آموزشی را در این زمینه بکار می برد که منظور از آن تصمیمات واعمالی است که معلم به منظور تسهیل یادگیری شاگرد از مواد آموزشی اتخاذ می کند. هدف از آموزش دستیابی هر چه بیشتر فراگیر به اهداف آموزشی است و آموزش موفق، آموزشی است که مبتنی بر خط زنجیره ای «طراحی، اجرا و ارزشیابی» می باشد.

آموزش، از نظر لغوی به معنی انتقال دانش است. از نظر «دوبوا» آموزش، به معنی مرتب کردن و منظم ساختن دقیق محیط فراگیر به منظور دستیابی به نتایج مورد نظر در وضعیت های مشخص می باشد.

دکتر فردانش نیز آموزش را چنین تعریف کرده است؛ «مجموعه تصمیمات و اقداماتی که یکی پس از دیگری اتخاذ می شود یا انجام می گیرد و هدف آن دستیابی هر چه بیشتر فراگیر به اهداف آموزشی است» (همان ص 14).

 

فرایند یادگیری

 در تعامل و ارتباط بین معلم و دانش آموز در کلاس درس، فرایندی طی می شود تا اینکه یادگیری و تغییر رفتار که هدف اصلی آموزش و تدریس است به وقوع بپیوند. فرایند بر وقایع و روابط پویا، جاری، مستمر و پیوسته در حال تغییر اطلاق می شود. یکی از مشخصات بارز فرایند، حرکت و پویایی آن است که بر اثر تعامل دائم اجزاء و متغیرهای موجود در آن صورت می گیرد.
در مورد یادگیری، تعاریف زیادی ارائه شده است. اکثر مردم و بسیاری از معلمان یادگیری را عبارت از: کسب اطلاعات، معلومات یا مهارتهای خاص می‌دانند. عده ای از مربیان آن را انتقال مفاهیم علمی از فردی به فرد دیگر تصور می کنند. در چنین برداشتی از یادگیری ذهن شاگرد به منزله انبار یا مخزنی خالی تصور می شود که باید به وسیله معلم پر شود. نقش اساسی در فرایند این نوع یادگیری به عهده معلم است و شاگرد چندان فعالیتی از خود نشان نمی دهند و حالت انفعالی دارد.

رفتارگرایان، یادگیری را تغییر در رفتار قابل مشاهده و اندازه گیری تعریف کرده اند. ولی از دیدگاه مکتب گشتالت یادگیری عبارت است از: کسب بینش های جدید یا تغییر در بینشهای گذشته.

 یادگیری با هر بینشی که تعریف شود، اساس رفتار انسان را تشکیل می دهد و نخستین صفت مشخص آن تغییر است. تغییری که به تدریج رخ می دهد، نسبتاً پایدار است و در اثر تجربه حاصل می شود.

هیلگارد و مارکوئیز یادگیری را بدین گونه تعریف کرده اند:

« یادگیری عبارتست از: فرایند تغییرات نسبتا پایدار در رفتار بالقوه فرد که بر اثر تجربه حاصل می شود.» (سیف، 1368)

این تعریف جامع تر از تعاریف دیگر است و مفاهیمی همچون فرایند، تغییر، نسبتاً پایدار و دائمی، رفتار بالقوه و تجربه را شامل می شود. یادگیری نوعی تغییر است که در فرایند تجربه اتفاق می افتد اما نه هر تغییری نسبتاً پایدار و ثابت را شامل می گردد. یادگیری تغییراتی است که در ساخت ذهنی افراد ایجاد می شود و در حال حاضر قابل اندازه گیری نیست. تعدادی از تغییرات حاصل از یادگیری ممکن است به علت مساعد بودن شرایط به رفتار بالفعل تبدیل شود که در اصطلاح به آن عملکرد می گویند.

 

متغیرهای اصلی آموزش

هر موقعیت آموزشی متشکل از سه عامل یا متغیر است؛ روشهای آموزشی، شرایط آموزشی و نتایج آموزشی. به عبارت دیگر هر آموزش را می توان متشکل از سه عامل روشها، شرایط و نتایج دانست. روشها عبارت است از: انواع مختلف عملکرد. شرایط عبارت است از: محدودیتها یا عوامل تغییرناپذیری که در هر محیط آموزشی وجود دارد و نتایج همان پیامدهایی است که پس از ارائه هر آموزش به دست می آید.

الف) روشهای آموزشی؛ در هر موقعیت آموزشی، مدرس یا طراح آموزشی می تواند با استفاده از طرق مختلف اقدام به ارائه محتوا، سازماندهی محتوا و اتخاذ تدابیر مدیریتی برای اجرای این تصمیمات انتخاب کند که مجموع این اقدامات و تدابیر روشها می نامیم. برای مثال اگر مدرس تصمیم بگیرد تا محتوای آموزش را با طرح پرسشهایی برای شاگردان آموزش دهد، در این صورت روش خاص پرسش را برای ارائه محتوا انتخاب کرده است. روش های آموزشی خود شامل: روشهای سازماندهی محتوا، روشهای ارائه محتوا و روشهای مدیریتی می باشد که هر یک توضیح داده می شود.

1.روشهای سازماندهی؛ این روشها مربوط به چگونگی سازماندهی محتوای آموزش است، مانند استفاده از مثالها، شکلها، ترتیب محتوا و غیره. به طور کلی روشهای سازماندهی، راهها و اصولی است که چگونگی پشت سر هم قرار گرفتن اجزای محتوای آموزش را تعیین می کند. روشهای سازماندهی خود به دو گروه روشهای سازماندهی محتوا در سطح خرد و روشهای سازماندهی محتوا در سطح کلان تقسیم شده است.روش سازماندهی محتوا در سطح خرد، پیش بینی چگونگی ترکیب و شکل گیری کل آموزش را از ابتدا تا انتها در بر می گیرد. روش های سازماندهی در سطح کلان به شیوه ترتیب، ترکیب و خلاصه نویسی بخشهای اصلی تشکیل دهنده محتوای آموزش مربوط می شود.

2. روشهای ارائه؛ روشهای ارائه به آن دسته از راهها و تدابیری گفته می شود که برای انتقال محتوای آموزش به شاگردان و همچنین چگونگی دریافت پاسخ شاگردان توسط مدرس و چگونگی ارائه توضیحات اضافی از طرف معلم به شاگرد به کار می رود. مطالعه درباره رسانه ها، معلمان و کتابهای درسی زیر مجموعه های بحث مربوط به روشها است.

3. روشهای مدیریتی، روشها با تدابیر مدیریتی وقتی مطرح می شود که مدرس یا طراح آموزشی به تصمیم گیری در مورد نوع روشهای سازماندهی و زمان به کارگیری هر یک از روش های ارائه محتوا می پردازد. برای مثال تصمیم گیری در مورد انفرادی کردن آموزش با تصمیم گیری در مورد جدول زمانی استفاده از منابع در دسترس می تواند جزء روشهای مدیریتی قرار گیرد.

 ب) نتایج آموزشی؛ نتایج آموزشی عبارت است از: اهداف یا نتایج یا پیامدهای حاصل از ارائه آموزش. اگر میزان دستیابی شاگردان به هدفهای آموزشی مورد نظر باشد، در حقیقت میزان اثربخشی آموزش و به عبارت دیگر، میزان حصول انواع هدفها را در نظر داریم. اگر میزان اثر بخشی بر زمانی که شاگرد صرف یادگیری کرده و یا به مخارجی که صرف ارائه آموزش به شاگرد شده است تقسیم شود، میزان کارآیی یا کارآمدی آموزش معلوم می شود جذابیت آموزش نیز با میزان رغبت و علاقه شاگرد به آموزش و دنبال کردن آموزش اندازه گرفته می شود. هر قدر علاقه شاگرد به آموزش و دنبال کردن آن بیشتر باشد، میزان جذابیت آموزش بیشتر خواهد بود.

ج) شرایط آموزشی؛ شرایط آموزش آن دسته از عواملی که کنترل آن خارج از توانایی طراح یا مدرس است. برای مثال خصوصیات شاگردان می تواند در انتخاب روش های مدیریتی تأثیر بگذارد.به عبارت دیگر استفاده از روشهای انگیزش مانند استفاده از انواع تشویقها در مورد شاگردان کم انگیزه ممکن است مفید واقع شود، در حالی که در مورد شاگردان با انگیزه احتمالا نتیجه عکس خواهد داد. بنابراین شرایط آموزشی آن دسته از عواملی است که در هر موقعیت آموزشی وجود دارند و کنترل و ایجاد تغییر در آنها از عهده طراح و مدرس خارج است. برای مثال محدودیت ناشی از ناتوانیهای عضوی شاگردان در انتخاب رسانه مورد استفاده و سایر منابع مورد نیاز در ارائه آموزش تأثیر خواهد داشت.

بنابراین اگر هر موقعیت آموزشی را متشکل از سه متغیر اساسی شرایط، روشها ونتایج در نظر بگیریم، طراحی آموزشی در واقع پیش بینی روشهای مناسب برای دستیابی به نتایج مورد نظر در شرایط داده شده است. بدیهی است که اتخاذ هر روش تحت شرایطی نمی تواند مدرس را به نتایج مورد نظرش برساند و یک طراح آموزشی وظیفه دارد به طور منظم متغیرهای موقعیت آموزشی را بررسی و تحلیل کند و راه حلهای مناسب را برای رسیدن به نتایج مورد نظر ارائه دهد و این چیزی است که دقیقا در تعریف و شرح وظایف، فعالیتی به نام طراحی آموزشی گنجانده می شود.

اکنون به تعاریف « تکنالوژی تعلیمی» می پردازیم.

در مورد تکنالوژی تعلیمی نیز تعاریف گوناگونی ارائه شده است که هر کدام با توجه به سیر تکوینی و نوع رویکردهای این رشته تدوین یافته اند.

در بدو پیدایش و گسترش تکنالوژی تعلیمی آن را عبارت از: یک سلسله از فعالیتهای نظام مند می دانستند که ماشین، مواد و تکنیک را برای رسیدن به اهداف آموزشی به یکدیگر نزدیک کند (شیخیان، 1353).

تعریفی که کمیته ویژه تکنالوژی در آکادمی ملی مهندسی آمریکا از تکنالوژی تعلیمی می کند، عبارت است از؛ «مجموعه ای از معلومات ناشی از کاربرد علوم آموزش و یادگیری در دنیای واقعی کلاس درس، همراه با ابزار و روشهایی که کار برد علوم ذکر شده را تسهیل می نماید (علی آبادی، 1379).

تعریف جیمز براون وهمکاران در کتاب تکنالوژی رسانه ها وروشها(1977،ص2) از تکنالوژی تعلیمی که مورد پذیرش عده کثیری از صاحبنظران است، عبارت است از: « طراحی، اجرا و ارزشیابی نظام مند کل فرایند یاددهی – یادگیری بر اساس هدفهای مشخص و نتایج تحقیقات در زمینه های یادگیری و ارتباطات انسانی و همچنین به کار گرفتن مجموعه ای از منابع انسانی و غیرانسانی به منظور ایجاد آموزش مؤثرتر، عمیق تر و پایدارتر.» (احدیان،1379).

دکتر فردانش در کتاب «مبانی نظری تکنالوژی تعلیمی » پس از بررسی و بیان مقدماتی ماهیت تکنالوژی تعلیمی تعریف زیر را استنتاج نموده است.

« تکنالوژی تعلیمی» عبارت است از : مجموعه روشها و دستورالعملهایی که با استفاده از یافته های علمی برای حل مسائل آموزشی اعم از طرح، اجرا و ارزشیابی در برنامه های آموزشی به کار گرفته می شد».

تکنالوژی تعلیمی از سوی انجمن تکنالوژی و ارتباطات آمریکا(AECT) چنین بیان شده است:« تکنالوژی تعلیمی عبارت است از نظریه و عمل طراحی، تولید، کاربرد، مدیریت و ارزشیابی فرایندها و منابع یادگیری».(فردانش،1378).

یک تعریف جدید فناوری آموزشی: انجمن ارتباطات و فناوری آموزشی(2004) تعریف جدیدی از فناوری آموزشی مطرح کرده است . بر اساس این تعریف :“ فناوری آموزشی ، مطالعه و عمل اخلاقی از طریق ایجاد ، کاربرد و مدیریت منابع و فرایندهای فناورانه ی مناسب به منظور تسهیل یادگیری و بهسازی عملکرد افراد است .(به نقل از آیس2006)

-----------------------------------------------------------------------------
بنابراین با توجه به تعاریف ذکر شده، تکنالوژی تعلیمی بر خلاف تصور متداول در جامعه ما، صرفا به معنی استفاده از وسایل و رسانه های تعلیمی در فرایند آموزش – یادگیری نیست، بلکه همچنان که از تعاریف مختلف آن بر می آید معنای بس وسیع تری را شامل می شود. تکنالوژی تعلیمی روش مبتنی و متکی بر رویکرد سیستمی و کاربرد نظریه عمومی سیستمها است. ذکر این نکته ضروری است که تکنالوژی تعلیمی با بهره گیری از یافته های تمام علوم به حل مسائل آموزشی می پردازد. البته بدیهی است که از برخی علوم که سنخیت بیشتر و ارتباط نزدیک تری با مباحث این رشته دارند، بیشتر استفاده می نماید.روان شناسی (به طور اعم) و روان شناسی تربیتی (به طور اخص) از جمله علومی هستند که تکنالوژی تعلیمی بیشترین استفاده را از آنها می نماید.

تکنالوژی تعلیمی مانند تکنالوژی در هر یک از شاخه های علمی دیگر شامل دو جزء نرم افزاری (محتوایی) و سخت افزاری است و هدف اصلی آن ایجاد یادگیری مؤثرتر و پایدارتر و تغییر در کیفیت یادگیری و افزایش بازدهی آموزش می باشد. اولین شاخه علم تکنالوژی آموزشی بعد نرم افزاری(محتوایی) است که شامل روشها،  دستورالعملها، الگوها، راهبردها، طبقه بندیها و ...می باشد.

دومین شاخه علم تکنالوژی تعلیمی بعد ابزاری آن است . در این دیدگاه علم تکنالوژی تعلیمی به مجموعه ابزارها و تجهیزاتی اطلاق می گرددکه سبب تسهیل فرآیند یادگیری می شود . برخی از عمده ترین تاثیرات به کارگیر ی مواد و ابزار آموزشی و کمک آموزشی به قرار زیر می باشد :

-کاستن از میزان مصرف انرژی معلم و پیشگیری از خستگی مفرط
-کاستن از سخنرانی و افزودن به تجارب یادگیری دانش آموزان
-خروج کلاس از یکنواختی روش های تدریس سنتی و معلم محوری
-کسب تجربه عینی و واقعیت توسط دانش آموزان و در نتیجه تعمیق یادگیری
-افزایش مهارت های حرکتی و فعالیت های بدنی دانش آموزان و مصرف انرژی روانی آن ها
- تقویت یادگیری با دو مغز: زیرا دست انسان مغز دوم آن هاست
-افزایش بهره وری کلاس در نتیجه استفاده بهینه از زمان کلاسی
-در گیر شدن فراگیران با فرآیند یاددهی
-پیاده کردن روش های مورد علاقه دانش آموزان
-علاقه مندی بیشتر دانش آموزان به کلاس و معلم
-یادگیری مبانی اولیه رسانه شناسی و نحوه کاربرد آن ها
-درک عمقی پدیده ها و روابطی که به صورت عینی و یا با چشم غیر مسلح قابل دریافت نیستند
-مشاهده بی خطر حوادث و وقایعی که مشاهده واقعی آن ها خطر ناک است
-ایجاد جذابیت برای نسل جدید که علاقه مندند مطابق پیش رفت های روز به پیش روند
-ایجاد حس مشارکت در مالکیت بیت المال و احترام به حقوق دیگران در استفاده از رسانه های جمعی و تجهیزات.

 

ضرورت کاربرد تکنالوژی تعلیمی


به هر یک از ابعاد زندگی که نگاه کنیم حضور تکنالوژی را می بینیم. انواع رسانه های دیداری و شنیداری، سخت افزارها و نرم افزارها با محتواهای آموزشی جای خود را در نظام آموزشی باز کرده و در کنار مربیان تربیتی قدم بر میدارند.فراگیرانی که در خانه و محیط های خارج از مدرسه با کامپیوتر و انواع چندرسانه ای ها سروکار دارند نمی توانند زمان طولانی تنها به صحبتهای معلم توجه کنند. تکنالوژی تعلیمی در اینجا به کمک مربیان آمده که بتواند به طرق مختلف آنها را در آموزش یاری دهد.

برخی گرایشات مهم وجود دارند که چهره تعلیم و تربیت را ده تا بیست سال آینده تغییر خواهند داد که بعضی از آنها به حضور تکنالوژی در آموزش اشاره دارد و از آنها می توان ضرورت کاربرد تکنالوژی تعلیمی را دریافت. از جمله این گرایشات مهم می توان موارد زیر را بیان کرد:

- حرکت روزافزون به سمت آموزش فراگیر محوری
- افزایش تداوم در استفاده از مواد یادگیری انفرادی
- افزایش درک اهمیت توانمندی های کلی مرتبط به زندگی واقعی
- اهمیت بیشتردادن به فرایندهای یادگیری نسبت به محتوای برنامه های درسی

- استمرار فعالیت جهت تصریح و تبیین ماهیت بازده های یادگیری مورد نظر از قبیل تنظیم شاخص های شایستگی و تنظیم معیارهای عملکرد(مبتنی بر اهداف)
- افزایش آگاهی نسبت به غیر طبیعی بودن روشهای ارزیابی سنتی مانند امتحان کتبی چند ساعته
- گسترش آگاهی نسبت به محاسن در یادگیری از طریق کار کردن در گروه بدون حضور معلم
- استمرار و گسترش سریع تکنالوژی اطلاعات و سیستم های رایانه ای
- مشارکت بیشتر عوامل تعلیم و تربیت در طراحی و استفاده از تجهیزات و برنامه های رایانه ای
- افزایش انتظارات از فراگیران با توجه به استفاده و دسترسی بیست و چهار ساعته به منابع یادگیری چندرسانه ای
- افزایش انتظارات از فراگیران مبنی براستفاده وسیع معلمان و مربیان از ابزارهای حمایتی تکنالوژی تعلیمی در بالا بردن اثربخشی دوره ها و برنامه های خودآموزی
- گسترش سریع آشنایی فراگیران با رسانه های پیشرفته

همانطور که مشاهده می شود پنج مورد آخر مربوط به وجود تکنالوژی در آموزش است که البته خود گرایشات قبلی را هم تحت تاثیر قرار می دهد.(احدیان،1378)

تکنالوژی در هر دوره از زندگی بشر بسته به امکانات و توسعه خود آموزش را تحت تاثیر قرار می دهد. به بیان کلی تر گسترش و توسعه تکنالوژی همه ابعاد اقتصاد،فرهنگ،آموزش و... را پوشش می دهد. اما برخی جوامع می خواهند با توسعه تکنالوژی به همراه جوامع پیشرفته تر حرکت کنند، به همین دلیل فقط همین بعد وارد کردن ابزارها و تجهیزات را مورد توجه قرار می دهند و تاثیر ورود آنها بر زمینه های دیگر را نادیده می گیرند و تلاشی برای همسو کردن این ها نمی کنند. در واقع متخصص کارآمد تکنالوژی تعلیمی برای همسو کردن دو متغیر تکنالوژی و آموزش(که حیطه وسیعی از زندگی را در بر دارد) پا به عرصه ی جهانی گذارده، تا بتواند پیش نیازها و بسترهای ورود هر نوع تکنالوژی جدیدی را در آموزش فراهم کند. تکنالوژی تعلیمی خود نیز در این تغییر و تحولات گرایشات نوینی نسبت به قبل پیدا کرده است، که به طور مختصر به بعضی از آنها اشاره می شود:

- گسترش کامپیوترها در سطح مدارس و موسسات آموزشی
- دست یابی همگانی مدارس به منابع تلویزیونی
- افزایش جانبداری سیاستگذاران از بهره گیری تکنالوژی تعلیمی
- افزایش تکنالوژی تعلیمی در خانه و محیط اجتماعی
- توسعه شیوه های نوین در ارائه کاربرد تکنالوژی تعلیمی
- لزوم سواد تکنالوژی تعلیمی برای معلمان

- تکنالوژی تعلیمی محل عمده برای حرکت به سمت اصلاحات آموزشی

تکنالوژی در هر دوره از زندگی بشر بسته به امکانات وتوسعه خود، آموزش را تحت تاثیر قرار داده و می دهد. اگرتکنالوژی و آموزش را دو متغیر فرض کنیم با هم دارای همبستگی مثبت اند یعنی اگر تکنالوژی توسعه یافت این توسعه باید در آموزش هم دیده شود.اما بعضی از جوامع نتوانسته اند که این دو مقوله را با هم هماهنگ کنند و به اشتباه این دو را از هم جدا می دانند. به عبارتی دیگر توسعه تکنالوژی را به مرزهای خود وارد کرده اند اما آموزش را که خود تکنالوژی را هم در بر می گیرد را نادیده می گیرند. البته ضرورت کاربرد تکنالوژی تعلیمی با عدم استفاده برخی جوامع از آن نفی نمی شود و همچنان بنا به بسیاری از گرایشات و دلایل که به برخی از آنها در بالا اشاره شد ، کاربرد تکنالوژی تعلیمی امری قطعی و ضروری در آینده خواهد بود.

 

 

 

تاریخچه تکنالوژی تعلیمی


استفاده از وسایل سمعی و بصری در آموزش به سال های 1900 باز می گردد . در اوایل قرن بیست دست اندرکاران آموزش به اهمیت به کارگیری وسایل سمعی و بصری در آموزش پی بردند و در ابتدا فقط وسایل بصری به کار گرفته شد . اولین وسایل بصری به کاربرده شده در مدارس امریکا را می توان اسلاید و فیلم های آموزشی نام برد .

با شروع جنگ جهانی دوم کانون فعالیت ها در زمینه وسایل سمعی و بصری از محافل تعلیم و تربیت به ارتش امریکا منتقل شد و در دوران جنگ بسیاری از وسایل مانند پرژکتور و اورهد برای اولین بار ساخته شد و در کنار وسایل دیگری مانند پرژکتوراسلاید ، لابراتوار های زبان ، شبیه سازی های آموزش خلبانی در آموزش نظامیان به کار گرفته شد .

در این دوره تکنالوژی تعلیمی بعد سخت ابزاری پیدا کرد و تا اواسط دهه 1940 نیز به طول انجامید .

 سه رخداد مهم در بین سال های 1950 تا 1960 اتفاق افتاد که باعث تحول عظیمی در رشته تکنالوژی تعلیمی شد :

1- ارائه الگوها و نظریات جدید ازسوی صاحبنظران علوم ارتباطات
2- پیدایش نگرش سیستمی در زمینه تعلیم و تربیت......... تکنالوژی تعلیمی بعد نرم افزاری
3- تکامل تئوری های روانشناسی شناختی و رفتاری در زمینه یادگیری .......تکنالوژی تعلیمی بعد سوم ( حل مسئله )
به دنبال ارائه تعریف دوم تکنالوژی تعلیمی و قبول آن در محافل آموزشی ، یک سلسله فعالیت و عنوان در حیطه تعلیم و تربیت پیدا شد که از جنبه دوم تعریف تکنالوژی تعلیمی از بخش های محتوایی جدید این رشته تحول یافته به حساب می آید .
از جمله این مباحث و عناوین :
1-بحث هدف های آموزشی و تقسیم بندی آن است . از مهم ترین طبقه بندی های ارائه شده :

الف ) طبقه بندی هدف های بلوم و همکارانش است که در سال 1956 ارائه شد . ارائه طبقه بندی بلوم به دنبال تاکیدات مکرر نگرش سیستمی بر تعیین نوع عملکردی است که در انتهای آموزش از فراگیر انتظار داریم .
ب) همچنین در دهه 1960 گانیه ، طبقه بندی هدف های آموزشی خود را ارائه کرد . در این طبقه بندی تمام فعالیت های بشری به پنج گروه تقسیم شده بود که از دیدگاه های جدید روانشناسی یادگیری نشات گرفته بود .
گانیه جزء اولین کسانی بود که با الهام از تحولات جدید روانشناسی یادگیری نظریات بسیار سودمند و مفیدی در زمینه طبقه بندی هدف های آموزشی و طراحی آموزشی ارائه کرد .
2- مبحث ارزشیابی ، در تعریف دوم تکنالوژی تعلیمی ، ارزشیابی چه در حین تولید برنامه های آموزشی ، و چه در پایان و خاتمه آن همچون عضو و عنصر بسیار تعیین کننده مطرح شد .مطرح شدن ارزشیابی با این اهمیت و با نقش خاصی که برای آن در تکوین و بازنگری برنامه ها پیش بینی شده بود ، دقیقا منعکس کننده تاثیر نگرش سیستمی در تهیه برنامه های آموزشی است . از این دیدگاه ، هر فعالیت آموزشی یک سیستم تلقی می شود که عامل تعیین کننده و تصحیح کننده مسیر ، کیفیت ، کمیت آن ، ارزشیابی است . این نگرش و تفکر بود که به تکنالوژی تعلیمی بعد محتوایی بخشید و صاحبنظران و کارشناسان امر را بیشتر به بخش نرم افزاری و محتوایی برنامه ها کشاند .
در تعریف دوم از تکنالوژی تعلیمی کاربرد جدیدی برای این علم تعیین شد که ناشی از به کارگیری این علم در محیط های خاص آموزشی بود . برای مثال برای بهبود وضعیت تولید و ارائه خدمات ، در مراکز آموزشی وابسته به مراکز صنعتی و تولیدی و خدمات ، بررسی ها و مطالعاتی شروع شد و در بعضی از موارد تشخیص متخصصان این بود که باید در زمینه های خاص ، دوره های آموزشی کوتاه مدت و میان مدت برای گروه های خاص از کارکنان ارائه شود و پس از ارزشیابی از دوره های آموزشی موجود و تشخیص مسائل و مشکلات این دوره ها و رفع آن ها ، دستگاه های جدید لازم بود تا کارکنان مراکز برای بالابردن سطح کارایی واحد های خود اقدام به ارزشیابی عملکرد واحد ها می کردند و بدیهی است در تمام این موارد مناسبترین افراد برای انجام ارزشیابی ، طراحی ، ارائه دوره های آموزشی و تشخیص نواقص و معایب فراگرد کارها و سایر موارد افرادی هستند که آن ها را تکنالوژیست تعلیمی می نامند .
با طرح طبقه بندی که گانیه و بلوم در مورد هدف های آموزشی ارائه کردند ، زمینه برای تکنالوژی تعلیمی از جنبه سوم (حل مساله ) را بوجود آوردند .
در اوایل دهه 1960 بود که دیدگاه روانشناسی رفتارگرا بر تعلیم و تربیت حاکم بود. تا این که در تحقیقات روانشناسی یادگیری سوالاتی مطرح شد که نظریه های رفتاری قادر به پاسخ گویی آن ها نبودند . (مثلا این که چرا فراگیر به طور یکسان به همه محرک ها پاسخ نمی دهد و در بین آن ها دست به انتخاب می زند و مبنا و ملاک چنین انتخابی چیست و این انتخاب کجا رخ می دهد و چه چیز و چه عواملی بر این انتخاب ها حاکم است ؟)
طرح سوالات فوق محققان را به شناسایی طبیعت سیستم یادگیری و اوضاع حاکم بر یادگیری تشویق و ترغیب کرد . بدین ترتیب دیدگاه جدیدی در روانشناسی تربیتی پایه گذار شد که آن را امروزه روانشناسی شناختی می نامیم . در این دیدگاه (که در حال حاضر محور اصلی تفکر در روانشناسی و تعلیم و تربیت است ) تاکید بر شناسایی انواع فعالیت های ذهنی مانند تصور ، تفکر ، نحوه نگهداری اطلاعات ، حافظه و قابلیت انسان در ایجاد تغییر و تحول در اطلاعات و حل مساله است .
نتیجه گیری :
فرد تکنالوژیست با ذخیره ای از دانش و مهارت و تجارب خاص در زمینه تمامی مسائل آموزشی از تشخیص نیاز تا ارزشیابی به محیط های مختلف پا می گذارد و مشکلات و مسائل این محیط ها را از دیدگاه تکنالوژی تعلیمی بررسی می کند و برای رفع آن راه حل هایی ارائه می دهد و پس از تصویب و تایید یکی از راه حل ها توسط افراد تصمیم گیر ، خود آن راه حل را به مرحله اجرا می گذارد و پس از اجرا ، نتایج حاصله را ارزشیابی می کند ، در پایان گزارشی مشمتل بر تمام جزییات کارهای انجام شده تهیه می کند و در اختیار افراد مسول قرار می دهد .
این کاربرد به نحوی در حل مسائل آموزشی مراکز صنعتی و خدماتی موثر بوده که رشته تکنالوژی تعلیمی را (البته با خصوصیاتی که بحث آن گذشت ) یکی از پر جاذبه ترین رشته های دانشکده ها ی علوم تربیتی کرده است و فارغ التحصیلان این دانشکده اغلب بلافاصله پس از پایان تحصیل به استخدام موسسات معتبر در می آیند . تصویر مربوطه تاریخچه تکنالوژی تعلیمی را نشان می دهد:

در ادامه مطلب نگاهی به تغییرات و یا جنبش های اصلی در رشته تکنالوژی تعلیمی به طور خلاصه ارائه شده است :

قبل از دهه 1920 : جنبش ارزیابی و آزمون

دهه 1920 : نشانه های تکنالوژی در حال پیشرفت . جنبش "آموزش دیداری" .زمانیکه تصاویر و تصاویر متحرک مورد استفاده قرار می گرفت تا واقعیت را به کلاس درس ببرد .

دهه 1930 : جنبش اهداف رفتاری (رالف تایلر)
دهه 1950 : آموزش برنامه ای (اسکینر)و تحلیل اهداف (بلوم)
دهه 1960: حرفه ای سازی رشته دیداری و شنیداری(جیمز فین)
دهه 1970: مدل های
Maturation ID
(رسش) ( اندرووگارسون )
دهه 1980: رشد و توسعه میکرو کامپیوتر ها (آموزش مبتنی بر کامپیوتر و شبکه )

جنبه های مختلف تکنالوژی تعلیمی

بنابر مطالب ارائه شده درباره تکنالوژی تعلیمی می توان نتیجه گرفت که تکنالوژی تعلیمی یک رشته بین رشته ای است که بدنبال ارائه راهکارها،روشهای نوین وعملی با هدف افزایش کیفیت فرآیند آموزش ودر نهایت ایجاد شرایط،موقعیت ومحیط مناسب برای تسهیل یادگیری است.واین کار را حداقل بر اساس سه جنبه زیر صورت بندی کرده وبه مرحله اجرا می گذارد:

1. جنبه ابزاری : این جنبه از تکنالوژی تعلیمی به استفاده از تجهیزات،وسایل،تکنولوژیها و رسانه های تعلیمی اشاره دارد.تکنولوژیهای نوین ابزارها وامکانات جدیدی را پیش روی کارشناسان تکنالوژی تعلیمی قرار می دهدوافراد خلاق در زمینه تکنالوژی تعلیمی نیز از این رسانه ها وتکنولوژیهای جدید به عنوان راهکاری برای حل مسائل آموزشی وتسهیل یادگیری بهره می برند.

2. جنبه اصول/روشها/راهکارها : این جنبه از تکنالوژی تعلیمی به استفاده از یافته های علمی اشاره می کند.بدین صورت که تکنالوژیست تعلیمی یافته های علوم مختلف را که در آغاز به صورت خام ونظری در دسترس می باشند. به اصول،شیوه ها وراهکارهای عملی تبدیل می کنند.در اغلب موارد یافته های علمی ابتدا در قالب تحقیقات کاربردی مورد مطالعه قرار می گیرند وسپس به صورت اصول وروشها برای حل مسائل آموزشی وتسهیل یادگیری عرضه می شوند.

3. جنبه حل مسئله : از این جنبه «در صورت بروز مشکل در یک نظام آموزشی،اعم از کوچک یا بزرگ وهمچنین در صورت نیاز به آموزش در یک محیط خاص،تکنالوژی تعلیمی به تبیین مشکل می پردازد»(فردانش،1382ص20).یک تکنالوژیست تعلیمی این کار را چگونه انجام می دهد؟جواب این است که او­شرایط، موقعیت ها، اهداف، نیازها وتمامی آنچه که به آموزش مرتبط می شود را با یک دید سیستمی مورد تجزیه وتحلیل قرار می دهد وبعد از شناسایی مشکل یا معضل آموزشی،روش ها وراهکارهای لازم را براساس دو جنبه اول تکنالوژی تعلیمی(جنبه ابزاری وجنبه اصول/روشها/راهکارها) برای حل مسائل آموزشی طراحی وعرضه می کند.پس نتیجه می گیریم که جنبه سوم،جنبه های اول ودوم را نیز در بر می گیردبه عبارتی دیگر می توان گفت که جنبه سوم تکنولوزی آموزشی چگونگی کاربرد جنبه های اول ودوم را مدیریت وهدایت می کند.

بنابراین این تصور غلط که تکنالوژی تعلیمی را محدود به وسایل و ­رسانه های تعلیمی می کند با توجه به مطالب ارائه شده مردود است. بله وسایل و رسانه های تعلیمی هم جزء راهکارهایی هستند که تکنالوژیستهای تعلیمی ارائه کرده اند.ولی نکته اینجاست که اینها صرفاً بخشی از راهکارهای عملی تکنالوژی تعلیمی برای افزایش کیفیت آموزش وتسهیل یادگیری است وتکنالوژی تعلیمی برای هر گونه شرایط وموقعیت آموزشی بر اساس جنبه های سه گانه ای که اشاره شد می تواند راهکار عملی وکاربردی برای حل مسائل آموزشی اعم از طراحی،اجرا وارزشیابی،پیشنهاد صورت بندی کرده وبه اجرا در بیاورد.

 

تکنالوژیست تعلیمی کیست؟ و چه ویژگیهایی دارد؟

یک تکنالوژیست تعلیمی دروهله اول باید یک تحلیلگر ومنتقد خوبی باشد.منتقد بودن به این معنی است که تکنالوژیست تعلیمی همیشه باید یکسری سؤالاتی را در ارتباط با فرآیند آموزش ویادگیری برای خود مطرح کند.همانند سؤالات زیر:

آیا بر اساس طراحی فعلی می توان به اهداف آموزش دست یافت؟

چه تغییراتی برای رسیدن به اهداف آموزش مورد نیاز است؟

چه ابزارها وامکاناتی می تواند یادگیری راتسهیل کرده وما را به اهداف آموزشی می رساند؟

آیا یافته ها ودانش علمی مرتبط با مؤقعیت آموزشی فعلی در دسترس می باشد؟

برای تسهیل فرآیند یادگیری وحل مسائل آموزشی چه راهکارهای عملی را می توان ارائه داد؟ و سؤالاتی از این قبیل.

آنچه که مهم است اینکه یک تکنالوژیست تعلیمی دانش واطلاعاتش به روز باشد.بدین معنی که او باید از آخرین یافته های علمی در ارتباط با آموزش ویادگیری آگاه باشد.همچنین او باید نسبت به ابزارها،وسایل،رسانه های تعلیمی وتکنولوژیهای نوین(نظیر تکنولوژی اطلاعات وارتباطات و...) وامکاناتی که آنها می توانند برای تسهیل آموزش ویادگیری ارائه کنند آشنایی کافی داشته باشد.او باید بتواند برای تمامی مراحل آموزش اعم از طراحی،اجرا وارزشیابی راهکارهای عملی ومستند(متکی بریافته های علمی)را عرضه کند.با این توصیف تکنالوژیست تعلیمی در هر موقعیتی قرار بگیرد می تواند با توجه به مؤلفه هایی که از آن برخوردار است راهکارهای عملی را برای ارائه آموزش وتسهیل یادگیری صورت بندی کرده وعرضه دارد.

 

 

دلایل استفاده از مواد و وسایل آموزشی در تدریس و یادگیری


 دلایل استفاده از مواد و وسایل آموزشی عبارتند از:

الف؛ معضلات و مشکلات آموزشی

 از جمله تعداد زیاد افراد لازم التعلیم، فقدان بودجه و امکانات کافی و معلمان دلسوز و علاقمند و انفجار دانش.

از جمله انفجار جمعیت و در نتیجه ازدیاد جمعیت واجب التعلیم که خود مستلزم تدارک امکانات مالی و انسانی و تجهیزات زیادتری است. انفجار دانش و ارزشها، فقدان بودجه و امکانات کافی جهت تخصیص به آموزش و پرورش و کمبود معلمان آگاه، دلسوز و علاقه مند، ضرورت استفاده از مواد و وسایل آموزشی را توجیح می نماید.

ب) نقش حواس در یادگیری:

نتایج تحقیقات نشان داده اند که حواس مختلف در یادگیری نقش واحدی ندارند، یافته های زیر این تفاوت را به خوبی نشان می دهند. این یافته ها مشخص می کنند که انسان تقریباً؛ 75% یادگیری را از طریق کاربرد حس بینایی کسب می نماید. 13% یادگیری از طریق کاربرد حس شنوایی، 6% یادگیری از طریق کاربرد حس لامسه، 3% یادگیری از طریق کاربرد حس بویایی و 3% یادگیری از طریق کاربرد حس چشایی صورت می گیرد (احدیان،1373).

ملاحظه می شود که اگر چه قسمت اعظم یادگیری انسان (حدود 75%) از طریق حس بینایی صورت گرفته و مجموعاً 12% از طریق کاربرد سه حس لامسه ،بویایی و چشایی صورت می گیرد،که روی هم 87% را تشکیل می دهد، معهذا در بسیاری از موارد معلمان بر کاربرد 13% حس شنوایی تأکید دارند.

در حالی که نتایج تحقیقات و پژوهشهایی که در زمینه گوش دادن به عمل آمده است، اطلاعات زیر را در اختیار ما قرار می دهند:

- تقریباً حدود 60% از وقت فراگیران در مکاتب ابتدائیه و 90% در مکاتب ثانویه و دانشگاهها صرف گوش دادن می شود.
- شاگردان قادرند که تنها قسمت ناچیزی از آنچه را که شنیده اند به خاطر بسپارند (حتی اشخاص بالغ نیز که به طور متوسط قادر به حفظ کردن 50% از شنیده ها در ذهن خود هستند، حدود دو ماه بعد، این میزان به نصف نیز کاهش خواهد یافت) (همان، ص66). مخروط تجارب ادگاردیل نیز بر کاربرد حواس در یادگیری می پردازد. وی به منظور ارائه نظرات خود به صورت عینی «و سمبولیک»، ظرف مخروطی شکلی را در نظر می گیرد که کلیه تجارب یادگیری فراگیران را در آن قرار می دهد. همانطور پیشتر نیز اشاره شد، تجارب یادگیری، آن دسته از فعالیت هایی هستند که فراگیران در راه دستیابی به اهداف آموزشی انجام می دهند. طبق این مخروط کلیه تجارب یادگیری در سه طبقه جای می گیرند که به ترتیب از پایین به بالا عبارتند از:

الف) تجارب مستقیم، عینی و دست اول نظیر بازدیدهای علمی و پرورشی.
ب) نشانه های سمعی و بصری، نظیر استفاده از تصویر، اسلاید و فیلم متحرک.
ج) علائم و سمبل ها مانند کلمات.

ج)نقش مواد و وسایل آموزشی در تدریس و یادگیری:
بر اساس بررسی ها و مطالعات انجام شده، می توان نقش مواد و وسایل آموزشی را به شرح زیر مورد توجه قرار داد:
1.اینگونه مواد و وسایل، اساس قابل لمسی را برای تفکر و ایجاد مفاهیم به وجود می آورند.
2.توجه و علاقه فراگیران را جلب می کند.
3.یادگیری را سریع تر، موثرتر و پایدارتر می کنند.
4.تجارب واقعی، عینی و حقیقی را در اختیار فراگیران قرار می دهند.
5.موقعیت هایی را در اختیار قرار می دهند که کسب آنها از راه های دیگر امکان پذیر نیست. مثل باز شدن یک گل با استفاده از تکنیک فیلمبرداری تک فریم.

[ سه‌شنبه ۱۳۸٧/٧/٢ ] [ ۱:٥٦ ‎ب.ظ ] [ محمد حیدر یعقوبی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دانشجوی دوره دکتری برنامه درسی ورودی 1391 دانشگاه خوارزمی هستم. مدرک ماستری در تعلیم و تربیه را از اولین دوره ماستری پداگوژی در پوهنتون تعلیم و تربیه کابل در سال 1388 گرفتم و استاد پوهنتون(دانشگاه) بامیان از سال 1383 الی 1389 بودم و از سال 1390 الی میزان 1391 با دانشگاه کاتب همکاری داشتم. قصدم از ایجاد این وبلاگ جمع آوری موضوعات پداگوژیکی است که از سایتهای دیگر دریافت و در این وبلاگ منسجم گردد. هنوز به خود اجازه نوشتن در زمینه پداگوژی را نداده ام. آرزویم شادبودن انسانهاست و موفقیتشان.
صفحات دیگر
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان

خدمات وبلاگ نویسان جوان

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس