قالب وبلاگ
تکنالوژی تعلیمی
آنجه که من معلم باید در مورد کار و هنرم بدانم و به آن عمل کنم. 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

مباحثه روشی برای تدریس در دانشگاه

انتشار یافته در تاریخ: 18 مهر, 1386 - 21:04 منتشر شده توسط: دکتر نعمت الله فاضلی

اولآ اين نقد بر اين مفروض استوار است که هدف مباحثه از ميان بردن تفاوت ها يا نزديک و مشابه کردن ديدگاه هاست. البته اگر بخواهيم چنين هدفي را در کلاس درس دنبال کنيم، احتمال وقوع حوادث تلخ قابل پيش بيني است. ولي اگر کلاس درس و مباحثه را با هدف تبلور يافتن ديدگاه ها و بهره جويي از تجارب مختلف براي غنا بخشيدن علم و دروني تر شدن آموزش بدانيم، احتمال وقوع چنين درگيري هايي در کلاس وجود ندارد. ثانيآ اگرچه بحث ميان کساني که در چارچوب مشترکي سهيم نيستند دشوار است و هرچه اشتراکات بيشتر باشد مباحثه ظاهرآ آسان تر است، اما همان طور که کارل رايموند پوپر مي نويسد «بحث ميان افرادي که در بسياري از مسائل اشتراک نظر دارند، هر چند ممکن است خوشايند باشد اما مثمر ثمر بودنش نامحتمل است... هر چه شرکت کنندگان در يک بحث بتوانند از يکديگر بيشتر نکته آموزي کنند،بايد بگوييم که آن بحث مثمر ثمر تر بوده است... و مثمر ثر بودن به اين معنا تقريبآ همواره به شکافي که ميان ديدگاه هاي شرکت کنندگان در بحث وجود دارد بستگي دارد» (پوپر 1379: 87) .

مباحثه نقش و سهم استاد در آموزش را به مبصر کلاس که مديريت و ساماندهي گفتگو ميان دانشجويان را عهده دار است، تقليل مي دهد.

اين نقد مبتني بر اين مفروض است که کلاس درس محل ارائه اطلاعات و تلقين مطالب يا ديدگاه هايي است که مطلقآ درست فرض شده و استاد حامل آن است. اين نگرش مستلزم آنست که براي استاد شان و منزلتي پيامبرگونه قائل شويم، شآني که به او هم اقتدار لازم را براي قرار گرفتن در کرسي خطابه اعطا مي کند، هم آن برداشت جزم انديشانه از علم آدمي را در خود دارد. اما همان طور که گفتيم اولآ علم محصولي اجتماعي، نقدپذير و نسبي است، و هيچ کس نمي تواند به تنهايي حامل و ناقل آن باشد ثانيآ همان طور که گفتيم نقش استاد در آموزش مشارکتي کاهش نمي يابد، بلکه تغيير مي کند. استاد بايد براي سامان دادن مباحثه اي جدي قبل و بعد از کلاس دانشجويان را راهنمايي کند و مواد و منابع لازم را براي بحث در اختيار دانشجويان قرار دهد. ثالثآ استاد نيز با مشارکت جدي و انتقادي در بحث فرصت هاي لازم را براي انتقال ايده هاي کليدي لازم به دانشجويان دارد. البته اگر استادي بخواهد به اصول و تعهدات اخلاقي و قانوني خود مبني بر تلاش صادقانه و جدي براي آموزش پايبند نباشد و از وقت کلاس بدزد، ممکن است مباحثه به روشي براي گريز استاد از وظايف آموزشي اش تبديل شود. اما بخاطر داشته باشيم اين خطر همواره براي روش هاي ندريس غير مشارکتي و مباحثه اي نيز وجود دارد. يعني استاداني که از روش سخنراني استفاده مي کنند نيز راه هايي براي گريز از وظايف آموزشي دارند.

کاربرد درست مباحثه مستلزم صرف انرژي و همکاري و همدلي ميان تمام عناصر کلاس درس و دانشگاه است. استادان و دانشجويان نيز در صورت فراهم بودن انگيزه هاي مادي و معنوي مانند عشق به علم و يادگيري، فراغ بال و آسودگي خيال از دغدغه هاي اوليه نان و آب زندگي، و پاداش هاي کافي اجتماعي و ...انرژي و توش و توان خود را صرف آموزش مي کنند. با توجه به مشکلاتي که آموزش عالي و تحصيلکردگان با آن مواجه اند، نمي توان دانشجويان و استادان را به کاربرد روش مباحثه توصيه يا وادار نمود.

پر واضح است که هر چه امکانات و زمينه هاي مادي و معنوي آموزش بهتر باشد، کاربرد روش هاي مختلف در آموزش نيز سهل تر و موفق تر است. اما همان طورکه گفتيم مباحثه هم براي استادان و هم براي دانشجويان مزايا و امکاناتي فراهم مي کند که آنها بپذيرند تا حدودي با صرف سرمايه زماني و انرژي فردي بيشتر خود، کاستي هاي نظام آموزشي را جبران و يا ناديده انگارند. در اين باره مجددآ به پانزده امتيازي که براي مباحثه ذکر کرديم توجه کنيد. براي مثال يکي از امتيازات مباحثه لذت و شادي و نشاطي است که بخاطر آزاد گذاشتن فرد براي طرح ديدگاه هايش، و معاشرت و تعامل با ديگران براي او فراهم مي شود. بهر حال، نبايد مباحثه را محصول و پروژه بپنداريم، بلکه مباحثه به منزله نوعي پروسه همواره با تلاش براي بکارگيري آن، راه خود را هموار خواهد کرد. مهم داشتن اراده و برنامه اي براي اشاعه و کاربست آن است.

راه هاي بسط مباحثه در دانشگاه ها

چگونه مي توان باب گفتگو را در کلاس هاي درس گشود و مباحثه را به منزله روش آموزش گسترش داد؟ ابتدا لازم است دو تلقي از مباحثه را از منظر «سياست گذاري آموزشي»[44] از هم تفکيک کنيم.

مباحثه به منزله پروژه: در اين تلقي، گسترش روش مباحثه مانند تجهيز کلاس هاي درس به يک ابزار و تکنولوژي آموزشي مثل ويئو تلقي مي شود. براي اين منظور طي يک برنامه مشخص با بودجه و زمان تعيين شده براي گسترش مباحثه اقدام مي کنيم. در اينصورت مي توان از شکست يا موفقيت پروژه يا برنامه گسترش مباحثه سخن گفت.

مباحثه به منزله پروسه و فرايند: در اين تلقي، مباحثه فرايندي است که بتدريج در نظام آموزشي جاي گيرفته و رشد مي کند. به تعبير ديگر تلاش براي «مباحثه اي کردن»[45] کلاس درس و برنامه هاي آموزشي تلاش هميشگي است و از آنجا که هدف غايي به حداکثر رساندن مشارکت دانشجويان در فرايند آموزش است و مشارکت نيز هر چه بيشتر باشد بهتر است، در نتيجه نمي توان نقطه پاياني براي گسترش مباحثه در نظر گرفت. در اينصورت هيچگاه نمي توان از شکست يا موفقيت کامل سياست رشد فرايند مباحثه شدن سخن گفت زيرا همواره اين فرايند به ميزاني از رشد همراه است، هر چند ممکن است سرعت رشد فرايند مباحثه اي شدن کند تر يا شتابان تر باشد.

با در نظر گرفتن مباحثه به منزله فرايند، پيشنهادهاي زير براي سياست گذاري و برنامه ريزي در جهت بسط و رشد مباحثه اي شدن ارائه مي شود:

بررسي و مطالعه وضع روش هاي آموزشي در دانشگاه ها: قبل از انجام هر اقدامي لازم است شناخت دقيق و همه جانبه اي از وضعيت روش هاي تدريس و کلاس درس داشگاهي بدست آوريم. اگر چه هر يک از ما بر اساس تجربه اي که در دوران دانشجويي کسب کرده ايم، مي دانيم روش مباحثه در کلاس ها عموميت ندارد، اما نمي دانيم دقيقآ ميزان يا عدم کاربرد مباحثه در کلاس هاي درس چه مقدار است؟ به چه ميزان زمينه ها و آمادگي هاي فرهنگي براي مباحثه اي کردن کلاس هاي درس وجود دارد؟ موانع ذهني و عيني براي مباحثه اي کردن کلاس ها کدامند؟ الگوهاي مباحثه مطلوب و کارآمد در کلاس هاي درس ايراني چه الگوهايي است؟ دانشجو يا استاد کدام بيشتر در بکارگيري مباحثه آمادگي دارند؟ يا در برابر آن مقاومت مي کنند؟ در کدام رشته کاربرد مباحثه در ايران موفق تر خواهد بود؟ پيشنهادات و انتقادات استادان و دانشجويان براي رشد فرايند مباحثه اي کردن کلاس ها چيست؟ و بسياري پرسش ها ديگر. تلاش براي گسترش مباحثه وقتي حداکثر نتيجه را مي دهد که پاسخ روشني براي پرسش هاي مذکور داشته باشيم. براي پاسخ به اين پرسش نمي توان ابه حدس و گمان و تحليل هاي نظري و داده هاي تجربي جوامع ديگر متکي بود. از اينرو اگر برنامه ريزان آموزش عالي ضرورت تحول روش هاي تدريس و کاربرد مباحثه را بپذيرند، اولين گام انجام بررسي هاي تجربي براي يافتن پاسخ براي پرسش ها مذکور است.

گسترش فرهنگ مباحثه در جامعه: مباحثه علاوه بر فرايند، نوعي فرهنگ است. در نتيجه نبايد مباحثه را به تکنيک و فني ساده براي آموزش بهتر تقليل داد. همان طور که ديديم مباحثه با ارزش هاي اخلاقي و اجتماعي بسياري از جمله همدلي، همکاري، تفاهم، تسامح و تساهل، دموکراسي و مردم سالاري، و گفتگو ارتباط دروني و تنگاتنگ دارد. گسترش فرهنگ مباحثه از خانواده و مدرسه آغاز و در دانشگاه حاصل و ميوه آن به ثمر مي رسد. از اينرو براي گسترش فرهنگ مباحثه بايد از ابزارها و رسانه هايي که مي توانند با عموم مردم ارتباط برقرار کنند استفاده شود. مطبوعات، راديو و تلويزيون، فيلم، عکس و ديگر هنرها مي توانند کمک شاياني به آموزش و تبليغ مباحثه بکنند. براي اين منظور پيشنهاد مي شود مرکزي براي اشاعه و گسترش فرهنگ گفتگو و مباحثه در نهادهاي آموزش عالي کشور تاسيس شود تا براي اين امر به روش سيستماتيک و نهادي شده سياستگذاري و برنامه ريزي کند.

آموزش تکنيک ها و روش هاي مباحثه به استادان: آموزش مباحثه به استادان امري ضروري است. نبايد گمان کرد که همه استادان از تجربه و دانش و مهارت لازم درباره مباحثه برخوردارند. بخصوص معرفي روش ها و تکنيک هاي مباحثه بسيار اهميت دارد. براي اين منظور نيازمند آن هستيم که هم روش ها و تجارب تاريخي و سنتي حوزه هاي علميه ديني در زمينه روش مباحثه و هم روش ها و الگوهاي کنوني در دانشگاه هاي جهان را بشناسيم. در اين زمينه مطالعه تطبيقي کشورهاي مسلمان، اروپايي و غير اروپايي مي تواند ما را به مدل هاي کارآمدتري براي دستيابي به الگوهاي بومي شده ايراني از آموزش مشارکتي و روش مباحثه اي برساند.

بکارگيري فرهنگ مباحثه در آموزش عالي: مديران ارشد و سياستگذاران آموزش عالي، روساي دانشگاه ها و دانشکده هاي کشور نقش مهمي در اشاعه فرهنگ مباحثه و آموزش مشارکتي مي توانند ايفا کنند. از آنجا که روش ها غير مشارکتي مبتني بر نظام اقتدارگرايانه و ارزش هاي حامي آن است، مقامات و مسولان آموزش عالي به منزله افراد صاحب قدرت بايد پيشتاز شکستن آن تلقي از علم و آموزش شوند. آنها نه تنها از طريق سياست ها و تاکيد زباني و تبليغ روش گفتگو و مباحثه مي توانند حمايت خود را از اين روش و فرهنگ آن نشان دهند، بلکه در کلاس هاي درس، جلسات اداري، کارشناسي، و کليه فعاليت هاي روزمره اداري خود مي توانند الگوي عملي و سرمشقي واقعي براي مباحثه اي کردن فضاي دانشگاه ها باشند. بخاطر داشته باشيم که کلاس درس پاره اي از مجموعه ي بزرگتري بنام دانشکده و دانشگاه است. اگر مشارکت و دموکراسي و فرهنگ گفتگو و مباحثه در تماميت نظام آموزش عالي تحقق و عينيت نيابد، نمي توان انتظار داشت که کلاس هاي درس تحول يابند.

تبليغ آموزش مشارکتي و فرهنگ مباحثه در دانشگاه ها: علاوه بر فراهم کردن امکانات لازم براي آموزش مشارکتي مانند تکنولوژي اطلاعاتي و آموزشي بايد براي جلب همکاري دانشجويان و ترغيب استادان به مباحثه، محيط دانشگاه و فضاي آموزشي دائمآ آنها را به ارزش هاي دموکراتيک و آموزش مشارکتي و بحث و گفتگو دعوت کند. نصب پوسترهاي تبليغي و تصاوير و نمادهاي مناسب مي تواند ساده ترين ابزار در اين زمينه باشد.

نتيجه

در اين مقاله تلاش كرديم تا تعريف, اهميت, روش ها و گونه هاي مباحثه به منزله روشي براي تدريش در دانشگاه را بيان كنيم. همچنين برخي از پرسش ها درباره ميزان و امكان تحقق عملي كاربست مباحث به منزله روش آموزش دانشگاهي در ايران و در رشته هاي مختلف را بررسي كرديم. علاوه بر آن برخي خط و مشي ها و برنامه هايي را كه مي تواند در اشاعه و بسط مباحث به منزله روش تدريس دانشگاهي در ايران كمك كند اجمالا شرح داديم. متاسفانه مطالعات جامعه شناسي و انسان شناسي دانشگاه در ايران هنوز آن مقدار بسط نيافته تا داده هاي تجربي و تحليل هاي علمي كافي درباره چگونگي كاربرد روش مباحث در دانشگاه هاي ايران بتوان بيش از آنچه گفتيم مطرح نمود. از اينرو اين بحث را بيشتر مي توان پيشنهادي براي طرح موضوع در نظر گرفت و زمينه مطالعات گسترده تر در اين باره را فراهم ساخت. همان طور كه گفتيم مباحث روش اصلي آموزش حوزه هاي علميه ديني بوده است. از اينرو تجربه تاريخي انباشته ارزشمندي در ايران در اين زمينه وجود دارد. شايد يكي از راه هاي شروع براي مطالعات علمي شناسايي و تدوين اين تجربه تاريخي باشد. بدون ترديد ما ناگزير به سوي روش هاي مشاركتي تر در آموزش حركت خواهيم كرد زيرا با رود فرديت و مدرن تر شدن ساختارهاي اجتماعي, تقاضاي اجتماعي براي حضور بيشتر در تمام فعاليت ها از جمله آموزش و همچنين تمايل به بيان بيشتر خود, افزايش مي يابد. از طرف ديگر با توجه به ضرورت استقلال اقتصادي دانشگاه ها و مشتري محور شدن بازار آموزش عالي, ناگزير روش هاي آموزش دانشگاهي نيز بايد دانشجو يا مشتري محور شود و به سوي مشاركت بيشتر دانشجو در كلاس درس متحول شود. در كنار عوامل فوق, بايد ناكامي و شكست روش هاي موجود در آموزش علم به دانشجويان را هم در نظر بگيريم. به هر حال نمي توان تا بي نهايت روش هايي را به كاربست كه ناموفق بودن آنها آشكار است. مباحثه يكي از بديل ها و شايد بهترين آنها براي جايگزيني روش هاي موجود باشد.

   

 

[ دوشنبه ۱۳۸٧/٧/۱٥ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ محمد حیدر یعقوبی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دانشجوی دوره دکتری برنامه درسی ورودی 1391 دانشگاه خوارزمی هستم. مدرک ماستری در تعلیم و تربیه را از اولین دوره ماستری پداگوژی در پوهنتون تعلیم و تربیه کابل در سال 1388 گرفتم و استاد پوهنتون(دانشگاه) بامیان از سال 1383 الی 1389 بودم و از سال 1390 الی میزان 1391 با دانشگاه کاتب همکاری داشتم. قصدم از ایجاد این وبلاگ جمع آوری موضوعات پداگوژیکی است که از سایتهای دیگر دریافت و در این وبلاگ منسجم گردد. هنوز به خود اجازه نوشتن در زمینه پداگوژی را نداده ام. آرزویم شادبودن انسانهاست و موفقیتشان.
صفحات دیگر
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان

خدمات وبلاگ نویسان جوان

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس