قالب وبلاگ
تکنالوژی تعلیمی
آنجه که من معلم باید در مورد کار و هنرم بدانم و به آن عمل کنم. 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

جان  نايس  يكي از نظريه پردازاني  است  كه با نام آينده شناس  شناخته مي  شود .او شهرت خود را مديون  نگارش  كتاب  كلان  روندها  در سال  1982 است .اين كتاب  كه اولين كار حرفه اي او بود ، به مدت  بيش  از  دو سال  در فهرست  پرفروش  ترين  كتاب هاي  نيوريوك تايمز  بود  و اغلب اوقات  در رتبه اول  قرار داشت .بيش  از هشت ميليون نسخه  از اين كتاب  در سراسر جهان  به فروش  رفته است .اين  آينده پژوه  و صاحب نظر  صاحب  15  دكتراي افتخاري  در رشته علوم انساني ، فناوري  و علم است .اين  گفتگو  همزمان  با انتشار كتاب  جديد  وي  با نام  فناوري  برتر /حس  برتر : تحول  توامان  فناوري  و فرهنگ  انجام  شده  است .او  در آثارش  با آفرينش  مفهوم حس  برتر (High Touch )  در برابر  فناوري  برتر (    High Tech)  از  ضرورت  ايجاد معنا  در جوامع انساني  و به ويژه  در سازمان ها  و شركت ها  سخن مي گويد  .به نظر وي ، فناوري  برتر ،به حايل  و حجاب  روابط و تعاملات  گرم  و صميمي  انساني  تبديل  شده  و در مقام ضرورت ،دولت ها  و سازمان  هاي  پيشرفته  را برآن داشته  تا ضمن  توجه بيشتر  به معنويات  و حتي  ارزش  هاي  مذهبي  در سازمان ها  و شركت ها ‏ هر آنچه  را كه مي  تواند   حجاب تماس  هاي  انساني  باشند ،كنار  بگذارند.

 شما  نخستين بار مفهوم  حس  برتر را  در كتاب  كلان  روندها (  Megatrends   )  معرفي كرديد.به علاوه  در كتاب  فناوري  برتر /حس  برتر   بر حس  برتر  به عنوان  بازدارنده  آهنگ تند  تغييرات  فناورانه  تاكيد مي كنيد.آيا ممكن  است  در مورد اين دو مفهوم ،فناوري  برتر  و حس  برتر ، بيشتر  توضيح دهيد ؟

 در واقع  اين كتاب  از تاثير  متقابل  ظهور فناوري  و واكنش  بشر  به آن  سخن  مي گويد .مثلا گاهي  اوقات  ما فناوري  را نمي  پذيريم .با اين حال  ظهور  فناوري هاي  نو  در نهايت  هميشه  به دگرگوني هاي  اجتماعي  منجر  شده  است . در اين مورد هيچ  ترديدي  نيست .اما  تفاوت  دنياي  امروز  با گذشته  در اين  است  كه امروز پيشرفت   فناوري به قدري سريع است  كه دگرگوني هاي اجتماعي  به پاي آن  نمي رسد .آهنگ سريع  پيشرفت  فناوري  اين  تعادل را بر هم زده  است .از اين  رو  ما به طور ناخودآگاه  و گاه  به ناچار  مي كوشيم تا تعادل  از دست  رفته را  بازيابيم .در نتيجه  همين رويداد ، مردم  احساس  عقب ماندگي  مي كنند ،آنها  گيج  و حتي  در مواردي  دچار  حيراني  و انزوا  مي شوند.

اما درست  در همين احوال ،فناوري  بخش  لاينفكي  از سير  تكاملي  فرهنگ  و محصولات  خلاق ، و صد البته  تصورات  ما ، روياهاي ما  و در واقع  آرمان هاي ماست .اما علم و فناوري  معناي  زندگي  را به ما نمي آموزند  ،بنابراين  ما در خانواده  ،جامعه  ،دين  و معنويت ،هنر و ادبيات  و در يك كلام  آنچه  من آن  را حس  برتر  مي نامم فطرت  انساني  خود را  مي  جوييم.

من  فكر  مي كنم  اگر  مي  خواهيم زندگي  سالم ،  خانواده هاي  سالم ،كسب  و كارهاي  سالم  و دنياي  سالمي داشته باشيم ،بايد  به ايجاد  تعادل  شايسته  انساني  بيش از اين  حساس  باشيم.

همه ما مفهوم  فناوري برتر  را به خوبي  مي شناسيم .اما وقتي شما از حس برتر ،ما  دقيقا نمي دانيم  كه شما  به چه  موضوعي اشاره مي كنيد.

بگذاريد مثالي  بزنم.فناوري  برتر   مي كوشد  زمان را كوتاه كند  و تا جايي كه مي تواند  به رويدادها تاب  بدهد، اما حس  برتر  مي كوشد  زمان  را طولاني تر  كند .فناوري  برتر از ما  مي خواهد  در كمترين  زمان  ممكن  هر چه بيشتر  توليد  كنيم . اما  حس  برتر  به ما  فرصت مي دهد  از ناشناخته ها  پرده برداريم .

تجلي  فناوري  برتر /حس  برتر  در مراقبت هاي  بهداشتي ،فرهنگ ، كسب و كار  و رسانه هاي  عصر  ما به خوبي  نمايان   است .

مثلا در مراقبت  بهداشتي امروز  به خوبي مي توانيد  مظاهر  فناوري  برتر  در پزشكي  نوين  با پيوند  اعضاء ، كت اسكن ها ،آزمايش  دي  ان اي  و مهندسي  ژنتيك ، بحث هايي را پيرامون  اصول اخلاقي  حاكم  بر هر  يك  از اين  موارد  ايجاد كرده  است . اين  بحث  ها ما را با پرسش هايي روبرو  كرده اند   كه تا به حال  سابقه نداشته اند. از سوي ديگر  مشاهده  مي شود  كه تمايل  روزافزوني به پزشكي  بر پايه  حس  برتر  ايجاد شده است .رواج تكنيك هايي مانند  ماساژ درماني ، هوميوپاتي ،طب سوزني و توسل به دعا براي شفا،همين  را به ما مي گويد.

 مي دانيد  نتيجه پيشرفت بي  امان  فناوري  چه بوده است ؟ اينكه انسان امروز به طور بي  سابقه اي  در جستجوي  معناست ،در حسرت معاشرت  است ، عطش  معنويت  دارد، عاشق  روابط عميق  انساني است  و تنشه  فهم  كامل   فناوري  است ..

هرچه فناوري  بيشتري  را به  بيمارستان هايمان  تزريق كنيم ،رغبت  مردم به استفاده  از خدمات  بيمارستاني  كمتر مي  شود .اين به معناي  قهركردن  با فناوري  و پزشكي  نوين  نيست ،بلكه  نشان مي دهد  كه مردم چيز ديگري  مي خواهند .آنچه  مردم مي خواهند ، قدرت درمان حس  است .مردم در جستجوي  ماهيت  معنوي  تولد ،مرگ و كمك به همنوعان  خود هستند.

حضور فرساينده  فناوري  در بيمارستان ها  و جايگزيني  دستان پزشكان  با بازوهاي  مكانيكي  ربات ها ،بر شمار  متقاضيان ماساژ درماني  افزوده است .شگفت آور است  كه آمريكايي ها  سالانه  چهار ميليارد دلار  صرف ماساژ درماني  مي كنند. ما از اين نكته غافليم  كه فناوري  برتر  باعث  شده  است  كه رجوع به  ماماها  و تمايل  به  زايمان خانگي  افزايش  يابد .در اواخر  قرن  هيجدهم،پزشكان  و ماماها  تقريبا  سهم  يكساني  در زايمان ها  داشتند.در دهه  1950 ماماها از  صحنه  محو  شدند  و امروز  دوباره  به اواخر  قرن  هيجدهم  بازگشته ايم ! در سال 1995 نزديك  به 330  هزار نفر  از زنان آمريكايي بريا  زايمان  به ماماها  مراجعه كرده اند  و اين رقم  همچنان رو به افزايش  است .

اشاره كرديد كه در حال حاضر  حس برتر  نقش  عمده اي  در دنياي  كسب و كار  ايفا مي كند.اين نقش  را مي توان به همه سازمان  ها  و حتي به دولت  تعميم  داد.اين  طور نيست ؟

بله ،البته  در كسب و كارها مشهودتر است .سازمان  هاي مبتني  بر فناوري برتر ، فضايي را براي  رشد  فردي  پديد آورده اند .رشد فردي  كليد موفقيت  در دنياي  فناوري هاي برتر است .

گور ( Gore )    يك  شركت  يك ميليارد دلاري   است .اين شركت نوعي  حس  برتر (بگوييد  فضاي  خانوادگي ) را همچنان  در كارخانه هايش  حفظ  كرده  است .تعداد  كاركناني  كه  در هريك  از  ساختمان هاي  اين  شركت  كار مي كنند،به دويست نفر  محدود  شده اند.به علاوه  هيچ كدام  از  ساختمان هايشان  بيش  از  شش طبقه ندارد.در شركت گور ،تعادلي  كه پيشتر  درباره آن  صحبت كرديم  برقرار است .يك تعادل  انساني .وقتي  در يك ساختمان  تنها دويست نفر  كار مي كنند ،طبيعتا  همه آنها مي  توانند  يكديگر را بشناسند و بدانند  كه ديگري  چه كار  مي كند؟ حالا اين رقم را با سوله هاي  5 تا 10 هزار نفري  مقايسه كنيد .در عصر  صنعتي  تعادل  انساني  را از ياد  برديم . اما امروز در صدد  احياي  آن برآمده  ايم . خاطرنشان مي كنم  كه هيچ كدام از ساختمان هاي  شركت  مايكروسافت  از بلندترين  درختهايش  مرتفع تر نيستند.

شگفت اينكه  هر روز بر اهميت محل  كار افزوده مي شود  اخيرا مقالات  و كتاب هاي  متعددي در اين باره  نوشته شده  است كه بسياري  از  مردم  همچنان  ترجيح مي دهند  در اداره ها و شركت ها كار كنند  تا در خانه هايشان .من فكر مي كنم  كار از راه دور (   Teleworking)  آن  قدرها  كه بعضي مي گويند  طرفدار  نخواهد  يافت ، چراكه مردم مي خواهند  با يكديگر باشند .انسان  فطرتا موجودي  اجتماعي  است . روابط  انساني در محيط كار  به مرور زمان  عميق تر  و پربارتر  مي شود .از اين منظر  هيچ جايي مثل محل كار نيست . به  خاطر همين  فطرت اجتماعي ، به نظر مي رسد اجتماع  يا دست كم تلقي  ما از آن  روز به روز  اهميت بيشتري  مي يابد.

هر چقدر فناوري هاي  بيشتري  به جامعه سرازير  شود. تمايل مردم  به  باهم بودن  نيز  تشديد مي شود .مردم به سينما ها  ، كنسرت ها، فروشگاهها ،سالن هاي  غذاخوري  يا اداراتن مي روند تا با يكديگر  باشند.آنها در جستجوي  معاشرت هستند .من اجتماع را جايي مي  دانم  كه همه مردمش  نام شما را مي دانند  البته اين  تعريف را از  يك ترانه  زيبا امانت گرفته ام .

اين در مورد مشتري  هاي  قهوه  صبحگاهي  هم صدق مي كند .كافي  نت مفهوم  تقريبا جديدي است  كه مي تواند  مظهري  از فناوري  برتر/حس  برتر  به شمار آيد. در حالي كه ما هنر را  از  طريق  اينترنت  در دسترس  مردم گذاشته ايم ، اما مردم  گروه گروه  و هر  روز بيشتر  به موزه ها هجوم مي برند.مردم به تماشاي  نگارخانه ها مي روند تا هنر را  به صورت گروهي  تجربه كنند.

بعد از اختراع  تلويزيون  و توليد تلويزيون ها ي بزرگ  و پيشرفته ، خيلي  ها  پيش  بيني  كردند كه بازار سينما ها  كساد مي شود . اما اين  پيش  بيني ها  غلط  از آب درآمد ،چراكه مدعيان آنها  معناي فناوري برتر /حس برتر را نفهميده بودند.مردم  تنها براي ديدن  فيلم  به سينما  نمي  روند. آنها  به  سينا مي روند تا  با 200 نفر ديگر بخندند يا گريه كنند. فروش  بليط  سينما در سال 1996 از سال 1959 به بعد بي  سابقه بود ! جالب اينجاست كه  فروش  سال 1997  از سال 1996  هم بيشتر بود. تايتانيك ، نخستين  فيلمي بود  كه بيش  از  يك ميليون دلار  فروش  كرد و گمان مي كنم  فروش  آن به حدود 2 ميليارد دلار  رسيد. اين ها شاخص  هايي هستند  كه در دنياي  فناوري هاي برتر  نشان مي دهند  مردم از  منزوي بودن  گريزانند  و مي خواهند  از خلوت  خود فرار  كنند. به همين خاطر است كه  مردم تشنه  اجتماع  هستند و در نهايت  جامعه اي  بر پايه  ارزش  هاي  مشترك  را شكل مي دهند.

جنبه  ديگري  از حس  برتر  كه در دنياي  سازمان ها  و شركت ها  به روشني  مشهود  است ، رجعت  به معنويت  و حتي مذهب  است  كه تا  همين  اواخر (در غرب ) نوعي  تابو  به شمار مي رفت .سال  گذشته  يك كتاب  مديريتي  به نام  مديرعامل مومن    منتشر شد  كه در فهرست  پرفروش ترين  كتاب هاي نيويورك تايمز  قرار گرفت .

 

 

[ چهارشنبه ۱۳۸٥/٤/٧ ] [ ۳:٠٢ ‎ب.ظ ] [ محمد حیدر یعقوبی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دانشجوی دوره دکتری برنامه درسی ورودی 1391 دانشگاه خوارزمی هستم. مدرک ماستری در تعلیم و تربیه را از اولین دوره ماستری پداگوژی در پوهنتون تعلیم و تربیه کابل در سال 1388 گرفتم و استاد پوهنتون(دانشگاه) بامیان از سال 1383 الی 1389 بودم و از سال 1390 الی میزان 1391 با دانشگاه کاتب همکاری داشتم. قصدم از ایجاد این وبلاگ جمع آوری موضوعات پداگوژیکی است که از سایتهای دیگر دریافت و در این وبلاگ منسجم گردد. هنوز به خود اجازه نوشتن در زمینه پداگوژی را نداده ام. آرزویم شادبودن انسانهاست و موفقیتشان.
صفحات دیگر
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان

خدمات وبلاگ نویسان جوان

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس