بخش اول

تعاريف تکنالوژي تعليمي

براي شناخت دقيق تعريف و قلمرو تکنالوژي تعليمي ريشه يابي معنا و مفهوم كلمه «تکنالوژي» ضروري مي نمايد.

 اين واژه از كلمه «تکنالوژيا»technologia گرفته شده است. معناي آن در يونان باستان انجام دادن يك هنر يا حرفه بوده است. بخش اول اين كلمه (techno) تلفيقي از معناي يك هنر و يك تكنيك مشتمل بر دانش مربوط به اصول و توانايي دستيابي به نتايج مورد نظر است. به عبارت ديگر تكنيك به معناي مهارتهاي عملي شامل دانستن و انجام دادن است. كلمه (Logos) نيز به معناي استدلال، تبيين، اصل و ارائه دليل است. بنابراين تکنالوژي به معناي به كارگيري مستدل يا منطقي دانش خواهد بود (فردانش، 1378). به عبارتي به تبديل دانش از مرحله پديده ها يا تبديل كشف روابط جديد ميان پديده ها، تکنالوژي گفته مي شود كه در آن از نتايج و يافته هاي علمي استفاده مي شود.در زبان فارسي techno به معني فن و logy به معني شناخت يا شناس ترجمه مي شود.بنابراين طبق تعبير فوق، تکنالوژي يعني فن شناسي يا فن شناختي.

لغتنامه لاتين وبستر نيز در تعريف واژه تکنالوژي اين توضيح را مي دهد: «كاربرد دانش براي مقاصد علمي»

رابرت هنيچ سه مفهوم تکنالوژي را اينگونه بيان مي کند: 1- علم تکنالوژي يا پيشرفتهاي صنعتي؛ 2- توليدات فني يا وسايل تکنيکي؛ 3- اهميت و مقام اين وسايل در چگونگي حل مشکلات.

 

ياددهي (تدريس)

تدريس تعريفهاي متعددي دارد. برخي تدريس را بيان صريح معلم درباره آنچه كه بايد يادگرفته شود مي دانند و گروهي آن را همورزي متقابل مي دانند كه بين معلم و شاگرد و محتوا در كلاس درس جريان دارد. عده زيادي از مربيان و متخصصان تعليم و تربيت تدريس را فراهم آوردن شرايط و اوضاع و احوالي مي دانند كه يادگيري را براي شاگردان آسان مي كند.

در كل مي توان گفت كه تدريس يك فعاليت است، اما نه هر نوع فعاليتي بلكه اعمال و فعاليتي كه به طور عمدي و بر اساس هدف خاصي انجام مي گيرد. فعاليتي كه بر پايه و مطابق وضع شناختي شاگردان انجام پذيرد و موجب تغيير آنان گردد. (ثمري، 1380)

در هر صورت اگر يادگيري را تغيير در رفتار ارگانيسم بر اثر تجربه بدانيم، بدون شك به فعاليتي كه شرايط را براي تغيير فراهم كند و يا ايجاد شرايطي كه تجربه را آسان نمايد و تغيير لازم را در شاگرد سبب شود تدريس گفته مي شود. در نتيجه عمل تدريس يك سلسله فعاليتهاي مرتب، منظم، هدفدار و از پيش تعيين شده است. فعاليتي كه هدفش ايجاد شرايط مطلوب يادگيري است.

فعاليتي كه به صورت تعامل و رفتار دو سويه بين معلم و شاگرد جريان دارد. به عبارت ديگر تدريس عبارتست از تعامل يا رفتار متقابل معلم و شاگرد بر اساس طراحي منظم و هدفدار معلم براي ايجاد تغيير در رفتار شاگرد. البته به آن نوع يادگيري كه از طريق فيلم، تلويزيون، كتاب و از اين قبيل صورت مي گيرد. طبق تعريف، تدريس اطلاق نمي گردد و مي توان آن را به عنوان آموزش تصادفي – تجربي محسوب نمود.

در تعريف تدريس دو ويژگي اهميت دارد، يكي وجود تعامل بين معلم و شاگرد و ديگري هدفدار بودن فعاليت معلم (شعباني، 1380)

آلن گانيه درتعريف آموزش، آنرا روند حل مسأله مي نامدكه هدف از آن تسهيل يادگيري فراگير است. وي معلم را مسئول آموزش مي داند كه با اتخاذ تدابير آموزشي و مديريتي نقش خود را ايفا مي كند. به اين ترتيب تدريس نيز نوعي آموزش قلمداد مي گردد. وي اصطلاح تدابير آموزشي را در اين زمينه بكار مي برد كه منظور از آن تصميمات واعمالي است كه معلم به منظور تسهيل يادگيري شاگرد از مواد آموزشي اتخاذ مي كند. هدف از آموزش دستيابي هر چه بيشتر فراگير به اهداف آموزشي است و آموزش موفق، آموزشي است كه مبتني بر خط زنجيره اي «طراحي، اجرا و ارزشيابي» مي باشد.

آموزش، از نظر لغوي به معني انتقال دانش است. از نظر «دوبوا» آموزش، به معني مرتب كردن و منظم ساختن دقيق محيط فراگير به منظور دستيابي به نتايج مورد نظر در وضعيت هاي مشخص مي باشد.

دكتر فردانش نيز آموزش را چنين تعريف كرده است؛ «مجموعه تصميمات و اقداماتي كه يكي پس از ديگري اتخاذ مي شود يا انجام مي گيرد و هدف آن دستيابي هر چه بيشتر فراگير به اهداف آموزشي است» (همان ص 14).

 

فرايند يادگيري

در تعامل و ارتباط بين معلم و دانش آموز در كلاس درس، فرايندي طي مي شود تا اينكه يادگيري و تغيير رفتار كه هدف اصلي آموزش و تدريس است به وقوع بپيوند. فرايند بر وقايع و روابط پويا، جاري، مستمر و پيوسته در حال تغيير اطلاق مي شود. يكي از مشخصات بارز فرايند، حركت و پويايي آن است كه بر اثر تعامل دائم اجزاء و متغيرهاي موجود در آن صورت مي گيرد.
در مورد يادگيري، تعاريف زيادي ارائه شده است. اكثر مردم و بسياري از معلمان يادگيري را عبارت از: كسب اطلاعات، معلومات يا مهارتهاي خاص مي‌دانند. عده اي از مربيان آن را انتقال مفاهيم علمي از فردي به فرد ديگر تصور مي كنند. در چنين برداشتي از يادگيري ذهن شاگرد به منزله انبار يا مخزني خالي تصور مي شود كه بايد به وسيله معلم پر شود. نقش اساسي در فرايند اين نوع يادگيري به عهده معلم است و شاگرد چندان فعاليتي از خود نشان نمي دهند و حالت انفعالي دارد.

رفتارگرايان، يادگيري را تغيير در رفتار قابل مشاهده و اندازه گيري تعريف كرده اند. ولي از ديدگاه مكتب گشتالت يادگيري عبارت است از: كسب بينش هاي جديد يا تغيير در بينشهاي گذشته.

يادگيري با هر بينشي كه تعريف شود، اساس رفتار انسان را تشكيل مي دهد و نخستين صفت مشخص آن تغيير است. تغييري كه به تدريج رخ مي دهد، نسبتاً پايدار است و در اثر تجربه حاصل مي شود.

هيلگارد و ماركوئيز يادگيري را بدين گونه تعريف كرده اند:

« يادگيري عبارتست از: فرايند تغييرات نسبتا پايدار در رفتار بالقوه فرد كه بر اثر تجربه حاصل مي شود.» (سيف، 1368)

اين تعريف جامع تر از تعاريف ديگر است و مفاهيمي همچون فرايند، تغيير، نسبتاً پايدار و دائمي، رفتار بالقوه و تجربه را شامل مي شود. يادگيري نوعي تغيير است كه در فرايند تجربه اتفاق مي افتد اما نه هر تغييري نسبتاً پايدار و ثابت را شامل مي گردد. يادگيري تغييراتي است كه در ساخت ذهني افراد ايجاد مي شود و در حال حاضر قابل اندازه گيري نيست. تعدادي از تغييرات حاصل از يادگيري ممكن است به علت مساعد بودن شرايط به رفتار بالفعل تبديل شود كه در اصطلاح به آن عملكرد مي گويند.

 

 

متغيرهاي اصلي آموزش

هر موقعيت آموزشي متشكل از سه عامل يا متغير است؛ روشهاي آموزشي، شرايط آموزشي و نتايج آموزشي. به عبارت ديگر هر آموزش را مي توان متشكل از سه عامل روشها، شرايط و نتايج دانست. روشها عبارت است از: انواع مختلف عملكرد. شرايط عبارت است از: محدوديتها يا عوامل تغييرناپذيري كه در هر محيط آموزشي وجود دارد و نتايج همان پيامدهايي است كه پس از ارائه هر آموزش به دست مي آيد.

الف) روشهاي آموزشي؛ در هر موقعيت آموزشي، مدرس يا طراح آموزشي مي تواند با استفاده از طرق مختلف اقدام به ارائه محتوا، سازماندهي محتوا و اتخاذ تدابير مديريتي براي اجراي اين تصميمات انتخاب كند كه مجموع اين اقدامات و تدابير روشها مي ناميم. براي مثال اگر مدرس تصميم بگيرد تا محتواي آموزش را با طرح پرسشهايي براي شاگردان آموزش دهد، در اين صورت روش خاص پرسش را براي ارائه محتوا انتخاب كرده است. روش هاي آموزشي خود شامل: روشهاي سازماندهي محتوا، روشهاي ارائه محتوا و روشهاي مديريتي مي باشد كه هر يك توضيح داده مي شود.

1.روشهاي سازماندهي؛ اين روشها مربوط به چگونگي سازماندهي محتواي آموزش است، مانند استفاده از مثالها، شكلها، ترتيب محتوا و غيره. به طور كلي روشهاي سازماندهي، راهها و اصولي است كه چگونگي پشت سر هم قرار گرفتن اجزاي محتواي آموزش را تعيين مي كند. روشهاي سازماندهي خود به دو گروه روشهاي سازماندهي محتوا در سطح خرد و روشهاي سازماندهي محتوا در سطح كلان تقسيم شده است.روش سازماندهي محتوا در سطح خرد، پيش بيني چگونگي تركيب و شكل گيري كل آموزش را از ابتدا تا انتها در بر مي گيرد. روش هاي سازماندهي در سطح كلان به شيوه ترتيب، تركيب و خلاصه نويسي بخشهاي اصلي تشكيل دهنده محتواي آموزش مربوط مي شود.

2. روشهاي ارائه؛ روشهاي ارائه به آن دسته از راهها و تدابيري گفته مي شود كه براي انتقال محتواي آموزش به شاگردان و همچنين چگونگي دريافت پاسخ شاگردان توسط مدرس و چگونگي ارائه توضيحات اضافي از طرف معلم به شاگرد به كار مي رود. مطالعه درباره رسانه ها، معلمان و كتابهاي درسي زير مجموعه هاي بحث مربوط به روشها است.

3. روشهاي مديريتي، روشها با تدابير مديريتي وقتي مطرح مي شود كه مدرس يا طراح آموزشي به تصميم گيري در مورد نوع روشهاي سازماندهي و زمان به كارگيري هر يك از روش هاي ارائه محتوا مي پردازد. براي مثال تصميم گيري در مورد انفرادي كردن آموزش با تصميم گيري در مورد جدول زماني استفاده از منابع در دسترس مي تواند جزء روشهاي مديريتي قرار گيرد.

 ب) نتايج آموزشي؛ نتايج آموزشي عبارت است از: اهداف يا نتايج يا پيامدهاي حاصل از ارائه آموزش. اگر ميزان دستيابي شاگردان به هدفهاي آموزشي مورد نظر باشد، در حقيقت ميزان اثربخشي آموزش و به عبارت ديگر، ميزان حصول انواع هدفها را در نظر داريم. اگر ميزان اثر بخشي بر زماني كه شاگرد صرف يادگيري كرده و يا به مخارجي كه صرف ارائه آموزش به شاگرد شده است تقسيم شود، ميزان كارآيي يا كارآمدي آموزش معلوم مي شود جذابيت آموزش نيز با ميزان رغبت و علاقه شاگرد به آموزش و دنبال كردن آموزش اندازه گرفته مي شود. هر قدر علاقه شاگرد به آموزش و دنبال كردن آن بيشتر باشد، ميزان جذابيت آموزش بيشتر خواهد بود.

ج) شرايط آموزشي؛ شرايط آموزش آن دسته از عواملي كه كنترل آن خارج از توانايي طراح يا مدرس است. براي مثال خصوصيات شاگردان مي تواند در انتخاب روش هاي مديريتي تأثير بگذارد.به عبارت ديگر استفاده از روشهاي انگيزش مانند استفاده از انواع تشويقها در مورد شاگردان كم انگيزه ممكن است مفيد واقع شود، در حالي كه در مورد شاگردان با انگيزه احتمالا نتيجه عكس خواهد داد. بنابراين شرايط آموزشي آن دسته از عواملي است كه در هر موقعيت آموزشي وجود دارند و كنترل و ايجاد تغيير در آنها از عهده طراح و مدرس خارج است. براي مثال محدوديت ناشي از ناتوانيهاي عضوي شاگردان در انتخاب رسانه مورد استفاده و ساير منابع مورد نياز در ارائه آموزش تأثير خواهد داشت.

بنابراين اگر هر موقعيت آموزشي را متشكل از سه متغير اساسي شرايط، روشها ونتايج در نظر بگيريم، طراحي آموزشي در واقع پيش بيني روشهاي مناسب براي دستيابي به نتايج مورد نظر در شرايط داده شده است. بديهي است كه اتخاذ هر روش تحت شرايطي نمي تواند مدرس را به نتايج مورد نظرش برساند و يك طراح آموزشي وظيفه دارد به طور منظم متغيرهاي موقعيت آموزشي را بررسي و تحليل كند و راه حلهاي مناسب را براي رسيدن به نتايج مورد نظر ارائه دهد و اين چيزي است كه دقيقا در تعريف و شرح وظايف، فعاليتي به نام طراحي آموزشي گنجانده مي شود.

اكنون به تعاريف « تکنالوژي تعليمي» مي پردازيم.

در مورد تکنالوژي تعليمي نيز تعاريف گوناگوني ارائه شده است كه هر كدام با توجه به سير تكويني و نوع رويكردهاي اين رشته تدوين يافته اند.

در بدو پيدايش و گسترش تکنالوژي تعليمي آن را عبارت از: يك سلسله از فعاليتهاي نظام مند مي دانستند كه ماشين، مواد و تكنيك را براي رسيدن به اهداف آموزشي به يكديگر نزديك كند (شيخيان، 1353).

تعريفي كه كميته ويژه تکنالوژي در آكادمي ملي مهندسي آمريكا از تکنالوژي تعليمي مي كند، عبارت است از؛ «مجموعه اي از معلومات ناشي از كاربرد علوم آموزش و يادگيري در دنياي واقعي كلاس درس، همراه با ابزار و روشهايي كه كار برد علوم ذكر شده را تسهيل مي نمايد (علي آبادي، 1379).

تعريف جيمز براون وهمکاران در کتاب تکنالوژي رسانه ها وروشها(1977،ص2)از تکنالوژي تعليمي كه مورد پذيرش عده كثيري از صاحبنظران است، عبارت است از: « طراحي، اجرا و ارزشيابي نظام مند كل فرايند ياددهي – يادگيري بر اساس هدفهاي مشخص و نتايج تحقيقات در زمينه هاي يادگيري و ارتباطات انساني و همچنين به كار گرفتن مجموعه اي از منابع انساني و غيرانساني به منظور ايجاد آموزش مؤثرتر، عميق تر و پايدارتر.» (احديان،1379).

دكتر فردانش در كتاب «مباني نظري تکنالوژي تعليمي » پس از بررسي و بيان مقدماتي ماهيت تکنالوژي تعليمي تعريف زير را استنتاج نموده است.

« تکنالوژي تعليمي» عبارت است از : مجموعه روشها و دستورالعملهايي كه با استفاده از يافته هاي علمي براي حل مسائل آموزشي اعم از طرح، اجرا و ارزشيابي در برنامه هاي آموزشي به كار گرفته مي شد».

تکنالوژي تعليمي از سوي انجمن تکنالوژي و ارتباطات آمريكا(AECT) چنين بيان شده است:« تکنالوژي تعليمي عبارت است از نظريه و عمل طراحي، توليد، كاربرد، مديريت و ارزشيابي فرايندها و منابع يادگيري».(فردانش،1378).

يک تعريف جديد فناوري آموزشي: انجمن ارتباطات و فناوري آموزشي(2004) تعريف جديدي از فناوري آموزشي مطرح کرده است . بر اساس اين تعريف :" فناوري آموزشي ، مطالعه و عمل اخلاقي از طريق ايجاد ، کاربرد و مديريت منابع و فرايندهاي فناورانه ي مناسب به منظور تسهيل يادگيري و بهسازي عملکرد افراد است .(به نقل از آيس2006)

-----------------------------------------------------------------------------
بنابراين با توجه به تعاريف ذكر شده، تکنالوژي تعليمي بر خلاف تصور متداول در جامعه ما، صرفا به معني استفاده از وسايل و رسانه هاي تعليمي در فرايند آموزش – يادگيري نيست، بلكه همچنان كه از تعاريف مختلف آن بر مي آيد معناي بس وسيع تري را شامل مي شود. تکنالوژي تعليمي روش مبتني و متكي بر رويكرد سيستمي و كاربرد نظريه عمومي سيستمها است. ذكر اين نكته ضروري است كه تکنالوژي تعليمي با بهره گيري از يافته هاي تمام علوم به حل مسائل آموزشي مي پردازد. البته بديهي است كه از برخي علوم كه سنخيت بيشتر و ارتباط نزديك تري با مباحث اين رشته دارند، بيشتر استفاده مي نمايد.روان شناسي (به طور اعم) و روان شناسي تربيتي (به طور اخص) از جمله علومي هستند كه تکنالوژي تعليمي بيشترين استفاده را از آنها مي نمايد.

تکنالوژي تعليمي مانند تکنالوژي در هر يك از شاخه هاي علمي ديگر شامل دو جزء نرم افزاري (محتوايي) و سخت افزاري است و هدف اصلي آن ايجاد يادگيري مؤثرتر و پايدارتر و تغيير در كيفيت يادگيري و افزايش بازدهي آموزش مي باشد.اولين شاخه علم تکنالوژي آموزشيبعد نرم افزاري(محتوايي) است کهشامل روشها، دستورالعملها، الگوها، راهبردها، طبقه بنديها و ...مي باشد.

دومين شاخه علم تکنالوژي تعليمي بعد ابزاري آن است . در اين ديدگاه علم تکنالوژي تعليمي به مجموعه ابزارها و تجهيزاتي اطلاق مي گرددکه سبب تسهيل فرآيند يادگيري مي شود . برخي از عمده ترين تاثيرات به کارگير ي مواد و ابزار آموزشي و کمک آموزشي به قرار زير مي باشد :

-کاستن از ميزان مصرف انرژي معلم و پيشگيري از خستگي مفرط
-کاستن از سخنراني و افزودن به تجارب يادگيري دانش آموزان
-خروج کلاس از يکنواختي روش هاي تدريس سنتي و معلم محوري
-کسب تجربه عيني و واقعيت توسط دانش آموزان و در نتيجه تعميق يادگيري
-افزايش مهارت هاي حرکتي و فعاليت هاي بدني دانش آموزان و مصرف انرژي رواني آن ها
- تقويت يادگيري با دو مغز: زيرا دست انسان مغز دوم آن هاست
-افزايش بهره وري کلاس در نتيجه استفاده بهينه از زمان کلاسي
-در گير شدن فراگيران با فرآيند ياددهي
-پياده کردن روش هاي مورد علاقه دانش آموزان
-علاقه مندي بيشتر دانش آموزان به کلاس و معلم
-يادگيري مباني اوليه رسانه شناسي و نحوه کاربرد آن ها
-درک عمقي پديده ها و روابطي که به صورت عيني و يا با چشم غير مسلح قابل دريافت نيستند
-مشاهده بي خطر حوادث و وقايعي که مشاهده واقعي آن ها خطر ناک است
-ايجاد جذابيت براي نسل جديد که علاقه مندند مطابق پيش رفت هاي روز به پيش روند
-ايجاد حس مشارکت در مالکيت بيت المال و احترام به حقوق ديگران در استفاده از رسانه هاي جمعي و تجهيزات.

 

ضرورت کاربرد تکنالوژي تعليمي

 

به هر يک از ابعاد زندگي که نگاه کنيم حضور تکنالوژي را مي بينيم. انواع رسانه هاي ديداري و شنيداري، سخت افزارها و نرم افزارها با محتواهاي آموزشي جاي خود را در نظام آموزشي باز کرده و در کنار مربيان تربيتي قدم بر ميدارند.فراگيراني که در خانه و محيط هاي خارج از مدرسه با کامپيوتر و انواع چندرسانه اي ها سروکار دارند نمي توانند زمان طولاني تنها به صحبتهاي معلم توجه کنند. تکنالوژي تعليمي در اينجا به کمک مربيان آمده که بتواند به طرق مختلف آنها را در آموزش ياري دهد.

برخي گرايشات مهم وجود دارند که چهره تعليم و تربيت را ده تا بيست سال آينده تغيير خواهند داد که بعضي از آنها به حضور تکنالوژي در آموزش اشاره دارد و از آنها مي توان ضرورت کاربرد تکنالوژي تعليمي را دريافت. از جمله اين گرايشات مهم مي توان موارد زير را بيان کرد:

- حرکت روزافزون به سمت آموزش فراگير محوري
- افزايش تداوم در استفاده از مواد يادگيري انفرادي
- افزايش درک اهميت توانمندي هاي کلي مرتبط به زندگي واقعي
- اهميت بيشتردادن به فرايندهاي يادگيري نسبت به محتواي برنامه هاي درسي

- استمرار فعاليت جهت تصريح و تبيين ماهيت بازده هاي يادگيري مورد نظر از قبيل تنظيم شاخص هاي شايستگي و تنظيم معيارهاي عملکرد(مبتني بر اهداف)
- افزايش آگاهي نسبت به غير طبيعي بودن روشهاي ارزيابي سنتي مانند امتحان کتبي چند ساعته
- گسترش آگاهي نسبت به محاسن در يادگيري از طريق کار کردن در گروه بدون حضور معلم
- استمرار و گسترش سريع تکنالوژي اطلاعات و سيستم هاي رايانه اي
- مشارکت بيشتر عوامل تعليم و تربيت در طراحي و استفاده از تجهيزات و برنامه هاي رايانه اي
- افزايش انتظارات از فراگيران با توجه به استفاده و دسترسي بيست و چهار ساعته به منابع يادگيري چندرسانه اي
- افزايش انتظارات از فراگيران مبني براستفاده وسيع معلمان و مربيان از ابزارهاي حمايتي تکنالوژي تعليمي در بالا بردن اثربخشي دوره ها و برنامه هاي خودآموزي
- گسترش سريع آشنايي فراگيران با رسانه هاي پيشرفته

همانطور که مشاهده مي شود پنج مورد آخر مربوط به وجود تکنالوژي در آموزش است که البته خود گرايشات قبلي را هم تحت تاثير قرار مي دهد.(احديان،1378)

تکنالوژي در هر دوره از زندگي بشر بسته به امکانات و توسعه خود آموزش را تحت تاثير قرار مي دهد. به بيان کلي تر گسترش و توسعه تکنالوژي همه ابعاد اقتصاد،فرهنگ،آموزش و... را پوشش مي دهد. اما برخي جوامع مي خواهند با توسعه تکنالوژي به همراه جوامع پيشرفته تر حرکت کنند، به همين دليل فقط همين بعد وارد کردن ابزارها و تجهيزات را مورد توجه قرار مي دهند و تاثير ورود آنها بر زمينه هاي ديگر را ناديده مي گيرند و تلاشي براي همسو کردن اين ها نمي کنند. در واقع متخصص کارآمد تکنالوژي تعليمي براي همسو کردن دو متغير تکنالوژي و آموزش(که حيطه وسيعي از زندگي را در بر دارد) پا به عرصه ي جهاني گذارده، تا بتواند پيش نيازها و بسترهاي ورود هر نوع تکنالوژي جديدي را در آموزش فراهم کند. تکنالوژي تعليمي خود نيز در اين تغيير و تحولات گرايشات نويني نسبت به قبل پيدا کرده است، که به طور مختصر به بعضي از آنها اشاره مي شود:

- گسترش کامپيوترها در سطح مدارس و موسسات آموزشي
- دست يابي همگاني مدارس به منابع تلويزيوني
- افزايش جانبداري سياستگذاران از بهره گيري تکنالوژي تعليمي
- افزايش تکنالوژي تعليمي در خانه و محيط اجتماعي
- توسعه شيوه هاي نوين در ارائه کاربرد تکنالوژي تعليمي
- لزوم سواد تکنالوژي تعليمي براي معلمان

- تکنالوژي تعليمي محل عمده براي حرکت به سمت اصلاحات آموزشي

تکنالوژي در هر دوره از زندگي بشر بسته به امکانات وتوسعه خود، آموزش را تحت تاثير قرار داده و مي دهد. اگرتکنالوژي و آموزش را دو متغير فرض کنيم با هم داراي همبستگي مثبت اند يعني اگر تکنالوژي توسعه يافت اين توسعه بايد در آموزش هم ديده شود.اما بعضي از جوامع نتوانسته اند که اين دو مقوله را با هم هماهنگ کنند و به اشتباه اين دو را از هم جدا مي دانند. به عبارتي ديگر توسعه تکنالوژي را به مرزهاي خود وارد کرده اند اما آموزش را که خود تکنالوژي را هم در بر مي گيرد را ناديده مي گيرند. البته ضرورت کاربرد تکنالوژي تعليمي با عدم استفاده برخي جوامع از آن نفي نمي شود و همچنان بنا به بسياري از گرايشات و دلايل که به برخي از آنها در بالا اشاره شد ، کاربرد تکنالوژي تعليمي امري قطعي و ضروري در آينده خواهد بود.

 

 

 

تاريخچه تکنالوژي تعليمي

 

استفاده از وسايل سمعي و بصري در آموزش به سال هاي 1900 باز مي گردد . در اوايل قرن بيست دست اندرکاران آموزش به اهميت به کارگيري وسايل سمعي و بصري در آموزش پي بردند و در ابتدا فقط وسايل بصري به کار گرفته شد . اولين وسايل بصري به کاربرده شده در مدارس امريکا را مي توان اسلايد و فيلم هاي آموزشي نام برد .

با شروع جنگ جهاني دوم کانون فعاليت ها در زمينه وسايل سمعي و بصري از محافل تعليم و تربيت به ارتش امريکا منتقل شد و در دوران جنگ بسياري از وسايل مانند پرژکتور و اورهد براي اولين بار ساخته شد و در کنار وسايل ديگري مانند پرژکتوراسلايد ، لابراتوار هاي زبان ، شبيه سازي هاي آموزش خلباني در آموزش نظاميان به کار گرفته شد .

در اين دوره تکنالوژي تعليمي بعد سخت ابزاري پيدا کرد و تا اواسط دهه 1940 نيز به طول انجاميد .

سه رخداد مهم در بين سال هاي 1950 تا 1960 اتفاق افتاد که باعث تحول عظيمي در رشته تکنالوژي تعليمي شد :

1- ارائه الگوها و نظريات جديد ازسوي صاحبنظران علوم ارتباطات
2- پيدايش نگرش سيستمي در زمينه تعليم و تربيت......... تکنالوژي تعليمي بعد نرم افزاري
3- تکامل تئوري هاي روانشناسي شناختي و رفتاري در زمينه يادگيري .......تکنالوژي تعليمي بعد سوم ( حل مسئله )
به دنبال ارائه تعريف دوم تکنالوژي تعليمي و قبول آن در محافل آموزشي ، يک سلسله فعاليت و عنوان در حيطه تعليم و تربيت پيدا شد که از جنبه دوم تعريف تکنالوژي تعليمي از بخش هاي محتوايي جديد اين رشته تحول يافته به حساب مي آيد .
از جمله اين مباحث و عناوين :
1-بحث هدف هاي آموزشي و تقسيم بندي آن است . از مهم ترين طبقه بندي هاي ارائه شده :

الف ) طبقه بندي هدف هاي بلوم و همکارانش است که در سال 1956 ارائه شد . ارائه طبقه بندي بلوم به دنبال تاکيدات مکرر نگرش سيستمي بر تعيين نوع عملکردي است که در انتهاي آموزش از فراگير انتظار داريم .
ب) همچنين در دهه 1960 گانيه ، طبقه بندي هدف هاي آموزشي خود را ارائه کرد . در اين طبقه بندي تمام فعاليت هاي بشري به پنج گروه تقسيم شده بود که از ديدگاه هاي جديد روانشناسي يادگيري نشات گرفته بود .
گانيه جزء اولين کساني بود که با الهام از تحولات جديد روانشناسي يادگيري نظريات بسيار سودمند و مفيدي در زمينه طبقه بندي هدف هاي آموزشي و طراحي آموزشي ارائه کرد .
2- مبحث ارزشيابي ، در تعريف دوم تکنالوژي تعليمي ، ارزشيابي چه در حين توليد برنامه هاي آموزشي ، و چه در پايان و خاتمه آن همچون عضو و عنصر بسيار تعيين کننده مطرح شد .مطرح شدن ارزشيابي با اين اهميت و با نقش خاصي که براي آن در تکوين و بازنگري برنامه ها پيش بيني شده بود ، دقيقا منعکس کننده تاثير نگرش سيستمي در تهيه برنامه هاي آموزشي است . از اين ديدگاه ، هر فعاليت آموزشي يک سيستم تلقي مي شود که عامل تعيين کننده و تصحيح کننده مسير ، کيفيت ، کميت آن ، ارزشيابي است . اين نگرش و تفکر بود که به تکنالوژي تعليمي بعد محتوايي بخشيد و صاحبنظران و کارشناسان امر را بيشتر به بخش نرم افزاري و محتوايي برنامه ها کشاند .
در تعريف دوم از تکنالوژي تعليمي کاربرد جديدي براي اين علم تعيين شد که ناشي از به کارگيري اين علم در محيط هاي خاص آموزشي بود . براي مثال براي بهبود وضعيت توليد و ارائه خدمات ، در مراکز آموزشي وابسته به مراکز صنعتي و توليدي و خدمات ، بررسي ها و مطالعاتي شروع شد و در بعضي از موارد تشخيص متخصصان اين بود که بايد در زمينه هاي خاص ، دوره هاي آموزشي کوتاه مدت و ميان مدت براي گروه هاي خاص از کارکنان ارائه شود و پس از ارزشيابي از دوره هاي آموزشي موجود و تشخيص مسائل و مشکلات اين دوره ها و رفع آن ها ، دستگاه هاي جديد لازم بود تا کارکنان مراکز براي بالابردن سطح کارايي واحد هاي خود اقدام به ارزشيابي عملکرد واحد ها مي کردند و بديهي است در تمام اين موارد مناسبترين افراد براي انجام ارزشيابي ، طراحي ، ارائه دوره هاي آموزشي و تشخيص نواقص و معايب فراگرد کارها و ساير موارد افرادي هستند که آن ها را تکنالوژيست تعليمي مي نامند .
با طرح طبقه بندي که گانيه و بلوم در مورد هدف هاي آموزشي ارائه کردند ، زمينه براي تکنالوژي تعليمي از جنبه سوم (حل مساله ) را بوجود آوردند .
در اوايل دهه 1960 بود که ديدگاه روانشناسي رفتارگرا بر تعليم و تربيت حاکم بود. تا اين که در تحقيقات روانشناسي يادگيري سوالاتي مطرح شد که نظريه هاي رفتاري قادر به پاسخ گويي آن ها نبودند . (مثلا اين که چرا فراگير به طور يکسان به همه محرک ها پاسخ نمي دهد و در بين آن ها دست به انتخاب مي زند و مبنا و ملاک چنين انتخابي چيست و اين انتخاب کجا رخ مي دهد و چه چيز و چه عواملي بر اين انتخاب ها حاکم است ؟)
طرح سوالات فوق محققان را به شناسايي طبيعت سيستم يادگيري و اوضاع حاکم بر يادگيري تشويق و ترغيب کرد . بدين ترتيب ديدگاه جديدي در روانشناسي تربيتي پايه گذار شد که آن را امروزه روانشناسي شناختي مي ناميم . در اين ديدگاه (که در حال حاضر محور اصلي تفکر در روانشناسي و تعليم و تربيت است ) تاکيد بر شناسايي انواع فعاليت هاي ذهني مانند تصور ، تفکر ، نحوه نگهداري اطلاعات ، حافظه و قابليت انسان در ايجاد تغيير و تحول در اطلاعات و حل مساله است .
نتيجه گيري :
فرد تکنالوژيست با ذخيره اي از دانش و مهارت و تجارب خاص در زمينه تمامي مسائل آموزشي از تشخيص نياز تا ارزشيابي به محيط هاي مختلف پا مي گذارد و مشکلات و مسائل اين محيط ها را از ديدگاه تکنالوژي تعليمي بررسي مي کند و براي رفع آن راه حل هايي ارائه مي دهد و پس از تصويب و تاييد يکي از راه حل ها توسط افراد تصميم گير ، خود آن راه حل را به مرحله اجرا مي گذارد و پس از اجرا ، نتايج حاصله را ارزشيابي مي کند ، در پايان گزارشي مشمتل بر تمام جزييات کارهاي انجام شده تهيه مي کند و در اختيار افراد مسول قرار مي دهد .
اين کاربرد به نحوي در حل مسائل آموزشي مراکز صنعتي و خدماتي موثر بوده که رشته تکنالوژي تعليمي را (البته با خصوصياتي که بحث آن گذشت ) يکي از پر جاذبه ترين رشته هاي دانشکده ها ي علوم تربيتي کرده است و فارغ التحصيلان اين دانشکده اغلب بلافاصله پس از پايان تحصيل به استخدام موسسات معتبر در مي آيند . تصوير مربوطه تاريخچه تکنالوژي تعليمي را نشان مي دهد:

 

در ادامه مطلب نگاهي به تغييرات و يا جنبش هاي اصلي در رشته تکنالوژي تعليمي به طور خلاصه ارائه شده است :

قبل از دهه 1920 : جنبش ارزيابي و آزمون

دهه 1920 : نشانه هاي تکنالوژي در حال پيشرفت . جنبش "آموزش ديداري" .زمانيکه تصاوير و تصاوير متحرک مورد استفاده قرار مي گرفت تا واقعيت را به کلاس درس ببرد .

دهه 1

/ 0 نظر / 50 بازدید